تبليغاتX
همه چيز درباره مديريت صنايع حسابداري

همه چيز درباره مديريت صنايع حسابداري

مديريت مهندسي صنايع حسابداري فناوري اطلاعات

فهرست موضوعات موجود در سايت راهكار مديريت

براي مطالعه موضوعات زير به سايت راهكار مديريت مراجعه فرماييد.

در موضوع‌نامه، موضوعات به شكل سلسله مراتبي طبقه‌بندي شده‌اند.

در صفحه مربوط به هر موضوع، مقالات، قوانين و مقررات، كاريكاتور و تصوير، حكايت و . . . مرتبط قابل مشاهده است.

آرمان‌ها (‎goals‏)
معادل با واژه هدف است و ممكن است به جاي يكديگر استفاده شوند.

آموزش كاركنان (‎personnel training‏)
افرادي كه به استخدام سازمان در مي‌آيند علاوه بر معلوماتي كه در دبستان، دبيرستان و دانشگاه كسب كرده‌اند و براي ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده شده‌اند به آموزش تخصصي و حرفه‌اي نيز نياز دارند تا دانش فني و مهارت‌هاي لازم را براي انجام شايسته وظايف واگذار شده به دست آورند. اين آموزش‌ها به كاركنان كمك مي‌كند تا نقش فعال‌تر و مؤثرتري در نيل به اهداف سازمان ايفا كنند.

آموزش كلاسيك مديريت (‎Management Education‏)
برنامه‌هاي آموزشي كه از طريق آن مديران اصول و فنون مديريت را فرا مي‌گيرند.

آموزش مديريت (‎Management Training‏)
آموزش مهارت‌هاي موردنياز به مديران با هدف اينكه تبديل به مديران موفق شوند.

ابزار مديريت (‎Management Tools‏)
مدل‌ها، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و وسايل كمكي كه به مديران در انجام وظايفشان كمك مي‌كنند.

ابزار مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Tools‏)
مدل‌ها، فرم‌ها، چك‌ليست‌ها، جداول، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و وسايل كمكي كه به مهندسان صنايع در انجام فعاليت‌هايشان كمك مي‌كنند.

اجتماعي كردن (‎‏)
اجتماعي كردن فرايندي است كه به وسيله آن فرد تازه وارد دانش، مهارت و ديدگاه لازم را كسب مي‌كند و به عضوي موفق و مؤثر براي سازمان تبديل مي‌گردد.

اجزاء مديريت (‎‏)

اداره امور دولتي (‎Public Administration‏)
اصول و مهارت‌هاي مديريت و امور اداري براي مديريت در دولت.

ارزش‌ها (‎Values‏)
چيزهايي كه براي افراد مهم است.

ارزشيابي مشاغل (‎Job Evaluation‏)
ارزشيابي مشاغل تعيين ارزش نسبي مشاغل يك سازمان است با توجه به عوامل كلي تشكيل‌دهنده شغل به منظور پرداخت حقوق مساوي در ازاي كار مساوي و در شرايط مساوي.

ارزيابي عملكرد كاركنان (‎Human Resources Performance Measurement ‏)
ارزيابي عملكرد فرايندي است كه به وسيله آن كار كاركنان در فواصلي معين و به طور رسمي، مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد.

استراتژي‌ها (‎Strategies‏)
برنامه، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد.

استراتژي‌هاي بازاريابي (‎Marketing Strategies‏)
استراتژيي كه تعيين مي‌كند يك سازمان چگونه به اهداف بازاريابي خود مي‌رسد، مثلاً بر كدام بازارها و محصولات متمركز شود و چه مقدار براي فعاليت‌هاي بازاريابي هزينه كند.

اصول مديريت (‎Management Principles‏)

امور اداري (‎Administration‏)
فعاليت‌هاي مديريتي كه بر دفترداري و كنترل اداري تمركز مي‌كنند.

امور منابع انساني (‎Human Resources Affairs‏)
كليه امور مربوط به مديريت منابع انساني شامل جذب، استخدام، نگهداشت، آموزش، روابط انساني، بازنشستگي و . . .

انتخاب (‎‏)
انتخاب مرحله‌اي از مديريت منابع انساني است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعين و متقاضيان كار، بطوري كه شايسته‌ترين، مناسب‌ترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند.

انتصاب (‎‏)
عمل انتصاب عبارتست از بكارگماردن موقت يا دائم داوطلب شغل مورد نظر كه برمبناي اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخيص داده شده است.

انضباط كاركنان (‎‏)

انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان (‎‏)

انواع بنگاه (‎Types of Enterprises‏)

انواع حسابداري (‎Accounting Types‏)

انواع سازمان (‎Types of Organizations‏)

انواع مديريت (‎‏)

انواع مميزي بر اساس مميز (‎Auditing Types based on Auditor‏)

انواع مميزي بر اساس موضوع مميزي (‎Auditing Types based on subjects‏)

انواع مميزي بر اساس نوع كنترل (‎Auditing Types based on Control Types‏)

اهداف (‎Objectives‏)
منظور، خواست، قصد يا آرمان مشخص.

بازاريابي (‎Marketing‏)
تحليل نيازهاي مشتريان، طراحي محصولات و فرايندهايي كه به آن نيازها پاسخ دهد و مشتريان را از وجود آن محصولات و فرايندها آگاه ساختن.

بازرگاني (تجارت) (‎Commerce‏)
تبادل كالا، پول و سرمايه بين كسب و كارها يا كشورها.

بازمهندسي فرايندهاي كسب و كار (‎Business Process Reengineering‏)
كاربرد فنون مهندسي براي بازطراحي فرايندهاي كسب و كار به طوري كه فرايندهاي بازطراحي شده از منابع مؤثرتر استفاده كنند و به جاي فرايند، بر خروجي تمركز كنند.

برنامه‌ريزي (‎Planning‏)
برنامه‌ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميم‌ها.

برنامه‌ريزي استراتژيك (‎Strategic Planning‏)
برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست.

برنامه‌ريزي بلندمدت (‎Long Range Planning‏)

برنامه‌ريزي توليد (‎Production Planning‏)
عبارتي كلي براي برنامه‌ريزي و زمانبندي فعاليت‌هاي توليد با هدف دستيابي به كارايي توليد.

برنامه‌ريزي نيروي انساني (‎Human Resource Planning‏)
برنامه‌ريزي نيروي انساني فرايندي است كه به وسيله آن سازمان معين مي‌كند كه براي نيل به اهداف خود به چه تعداد كارمند، با چه تخصص و مهارت‌هايي، براي چه مشاغلي و در چه زماني نياز دارد.

بكارگماري (‎Staffing‏)
كل وظيفه مربوط به انجام امور مربوط به نيروي انساني در سازمان شامل جذب، استخدام، آموزش، فراهم‌آوري و نگهداشت شرايط كاري مناسب.

بهداشت و ايمني كاركنان (‎‏)

بودجه‌بندي (‎Budgeting‏)

بيمه و بازنشستگي كاركنان (‎‏)

پاداش كاركنان (‎‏)

پارادايم سيستم‌ها (‎Systems Paradigm‏)

پژوهش در عمليات (‎Operations Research‏)
پژوهش در عمليات عبارتست از كاربرد روش‌هاي علمي در مسائل پيچيده پديد آمده براي هدايت و مديريت سيستم‌هاي بزرگ شامل انسان، ماشين، مواد و پول در صنعت، تجارت، دولت و دفاع. رويكرد متمايز پژوهش در عمليات، توسعه مدلي از سيستم به همراه اندازه‌گيري عواملي مانند شانس و خطر براي پيشگويي و مقايسه پسامدهاي تصميمات، استراتژي‌ها يا كنترل‌هاي جانشين است. هدف، كمك به مديريت در تعيين سياست‌ها و اقدامات به صورت علمي است.

تأمين مالي (‎Financing‏)
فعاليت يا فرايند گردآوري يا تأمين اعتبار مالي.

تاريخچه مديريت (‎Management History‏)

تجارت الكترونيك (‎Electronic Commerce‏)
كسب و كاري كه تماماً به وسيله اينترنت يا ساير رسانه‌هاي الكترونيك و بدون تماس حضوري طرف‌هاي درگير انجام مي شود.

تجزيه و تحليل شغل (‎Job Analysis‏)
تجزيه و تحليل شغل فرايندي است كه از طريق آن ماهيت و ويژگي‌هاي هر يك از مشاغل در سازمان بررسي مي‌گردد و اطلاعات كافي درباره آنها جمع‌آوري و گزارش مي‌شود. با تجزيه و تحليل شغل معلوم مي‌شود هر شغل چه وظايفي را شامل مي‌شود و براي احراز و انجام شايسته آن چه مهارت‌ها، دانش‌ها و توانايي‌هايي لازم است. بنا به تعريف ديگري تجزيه و تحليل شغل، شرح خلاصه وظايف و مسئوليت‌هاي شغل، رابطه آن شغل با مشاغل ديگر، دانش‌ و مهارت‌هاي لازم براي انجام دادن آن و شرايط كار است.

تصميم‌گيري (‎Decision Making‏)
تحليل گزينه‌هاي مختلف در مورد يك موضوع و گزينش يك يا چند گزينه.

تعادل خط مونتاژ (‎Assembly Line Balancing‏)
تخصيص كارها به ايستگاه‌هاي كاري به منظور دستيابي به يك جريان كار كارا و هموار.

تفكر سيستمي (‎Systems Thinking‏)

توسعه مديريت (‎Management Development‏)
واژه عمومي براي ارائه آموزش و ايجاد امكان دريافت تجربه براي مديران به طوري كه قابليت‌هاي آنها تقويت شود و براي مسئوليت‌هاي بزرگتر يا ارتقاء‌هاي بيشتر آماده شوند.

توليد (‎Production‏)
ساخت و مونتاژ محصولات.

جابجايي كاركنان (‎‏)

چارچوب هفت اس (‎7-s Framework‏)

حسابداري (‎Accounting‏)
فرايند ايجاد و نگهداري حسابها؛ ثبت و تحليل تمام مبادلات مالي بنگاه و خلاصه وضعيت مالي فعلي و ارائه گزارش به مديران و ذينفعان، مسئولان مالياتي و دولتي و ديگر نهادهاي مربوط.

حسابداري دولتي (‎Public Accounting‏)
حسابداري دولتي، مجموعه عملياتي است كه با توجه به قوانين و مقررات مالي دولت و با رعايت اصول و فنون حسابداري، اسناد مالي را تنظيم و دفاتر روزنامه و كل و معين را ثبت نموده و گزارش‌ها و اطلاعات مالي را استخراج و تجزيه و تحليل مي‌نمايد.

حسابداري قيمت تمام‌شده (‎‏)
حسابداري قيمت تمام‌شده، با فرايند محاسبه قيمت تمام‌شده محصولات، خدمات يا فعاليت‌هاي معين سروكار دارد و اطلاعات آن در تهيه گزارش‌هاي داخلي و خارجي سازمان، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در كتب و نشريات مربوط به حسابداري قيمت تمام‌شده، عنوان حسابداري صنعتي نيز بكار برده مي‌شود.

حسابداري مالي (‎Financial Accounting‏)
گونه‌اي از حسابداري كه اطلاعات مالي را در قالب ترازنامه‌ها و صورت‌هاي سود و زيان براي استفاده داخلي سازمان و هم‌چنين براي گزارش‌دهي به سهامداران و ناظران دولتي جمع‌اوري، تحليل و ارائه مي‌كنند.

حسابداري مديريت (‎Management Accounting‏)
وظيفه حسابداري كه با هدف اصلي تغذيه اطلاعات مالي به تمام سطوح مديريت، داده‌هاي مالي را جمع‌آوري، تحليل و ارائه مي‌كند.

حسابداري هزينه (‎Cost Accounting‏)
فرايندهاي حسابداري كه به عنوان بخشي از مديريت هزينه، اطلاعات هزينه را دسته بندي، ثبت و گزارش مي‌كنند.

حقوق و دستمزد كاركنان (‎‏)

حل مسئله (‎Problem Solving‏)
يافتن و پياده‌سازي راه‌حل‌هايي براي رويدادها و موضوعاتي كه تهديدكننده انجام كارا يا اثربخش يك كسب و كار هستند.

خدمات (‎Services‏)
ارائه كالاهاي ناملموس به مشتريان يا در قالب ضميمه يك محصول فيزيكي (مانند پشتيباني) يا در قالب كالاهاي مستقل (مانند آموزش).

خدمات آموزشي (‎Educational Services‏)
خدمات آموزشي در همه سطوح و موضوعات در قالب همه روش‌ها.

خدمات مديريت (‎Management Services‏)
ارائه انواع خدمات و محصولات مرتبط با مديريت به مديران براي انجام بهتر وظايفشان.

خلاقيت (‎Creativity‏)
توانايي خلق يا اختراع چيزهاي جديد.

دورنما (‎Vision‏)

دولت (‎Government‏)

دولت الكترونيك (‎Electronic Government‏)
گونه‌اي از سازماندهي مديريت دولتي به منظور افزايش كارايي، شفاف‌سازي، دسترس‌پذيري و پاسخگويي به شهروندان از طريق استفاده فراگير و استراتژيك فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات در مديريت داخلي دولت و هم‌چنين در برقراري ارتباط با شهروندان و كاربران خدمات عمومي.

ديناميك سيستم‌ها (‎Systems Dynamics‏)

رفاه كاركنان (‎‏)
عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتي‌المقدور مرتفع مي‌سازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه مي‌دارد.

رفتار سازماني (‎Organizational Behaviour‏)
طرز فكر، رفتار و فعاليت‌هاي افراد داخل سازمان و خود سازمان به عنوان يك موجوديت مستقل.

رفتار كارآفرينانه (‎Entrepreneurial Behaviour ‏)
رفتاري مديريتي كه تمايل به ريسك كردن، توانايي تشخيص و بهره‌برداري از فرصت‌ها و داشتن رويكردي فرافعالي نسبت به محيط از مشخصه‌هاي اصلي آن هستند.

رفتارهاي مديريتي (‎Managerial Behaviour‏)
واژه عمومي براي نگرش‌ها و اعمالي كه مديران در مجموعه‌اي خاص از شرايط از خود نشان مي‌دهند.

رهبري (‎Leading‏)

روش‌هاي آماري پژوهش در عمليات (‎Statistical Methods of Operations Research‏)
روش‌هايي كه با تحليل آماري، فرايندهاي تصادفي را بررسي و شرايط آنها را توضيح مي‌دهند.

روش‌هاي دقيق (‎Exact Methods‏)
روش‌هايي كه بهترين جواب مربوط به هدف تعريف شده را ارائه مي‌كنند.

روش‌هاي هيوريستيك (‎Heuristic Methods‏)
روش‌هايي كه بر اساس قاعده‌اي تجربي يا برگرفته از طبيعت جواب خوبي در مدت زمان معقول براي مسئله ارائه مي‌كنند.

رويكرد سيستمي (‎Systems Approach‏)

ساختار سازماني (‎Organizational Structure‏)
چارچوبي كه سازمان بر اساس آن بنا مي‌شود شامل مشخصه‌هايي از قبيل سطوح سلسله مراتب و خطوط فرماندهي.

سازمان (‎Organizations‏)
سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقش‌هايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شده‌اند. سازمان گروهي از افراد است كه به صورت عمدي سازمان داده‌ شده‌اند تا به يك يا مجموعه‌اي از اهداف كلي و مشترك دست يابند.

سازمان‌هاي بخش عمومي و دولت (‎Public Sector Organizations‏)
سازمان‌‌هايي كه به كار تأمين محصولات و ارائه خدمات (گاهي اوقات به شكل غير انتفاعي) در بخش عمومي و دولتي مي‌پردازند.

سازمان‌هاي تخت (‎Flat Organizations‏)
سازمان با تعداد كمي از لايه‌هاي سلسله مراتب، معمولاً داراي عدم تمركز و آزادي عمل مديران سطوح پايين‌تر.

سازمان‌هاي رسمي (‎Formal Organizations‏)
ساختار ارادي از نقش‌ها در بنگاهي كه به صورت رسمي سازماندهي شده است.

سازمان‌هاي غيررسمي (‎Informal Organizations‏)
شبكه‌اي از روابط شخصي و اجتماعي كه توسط سازمان رسمي بنا نشده است بلكه به واسطه ارتباط كاركنان بنگاه خود به خود شكل گرفته است.

سازمان‌هاي يادگيرنده (‎Learning Organizations‏)
سازماني كه يادگيري و دريافت دانش و مهارت‌هاي جديد را اولويت اصلي خود قرار مي‌دهد و نه تنها يادگيري توسط تمام مديران و كاركنان، بلكه اشاعه موارد ياد گرفته شده را در سازمان تشويق مي‌كند.

سازماندهي (‎Organizing‏)
گروه‌بندي فعاليت‌هاي ضروري براي دستيابي به اهداف، تخصيص هر گروه از فعاليت‌ها به يك مدير به همراه قدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن، و تأمين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان.

سبك‌هاي مديريت (‎Management Styles‏)
طرز تلقي مديريت در حوزه‌هايي مانند رهبري و نظارت، تفويض اختيار، و ارتباط با ديگر مديران و كاركنان.

سطوح مديريت (‎Management Levels‏)

سياست مديريت (‎Management Policy‏)

سياست‌ها (‎Policies‏)

سياستگذاري (‎Policy Making‏)

سيستم‌ها (‎Systems‏)
مجموعه‌اي از عناصر كه به صورت دقيق مرتب شده و چيده شده باشند، به صورت مناسب با يكديگر مرتبط باشند و يك هدف خاص را تأمين كنند.

سيستم‌هاي اطلاعات (‎Information Systems‏)
يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه.

سيستم‌هاي اطلاعات حسابداري (‎Accounting Information Systems‏)
گونه‌اي از سيستم‌هاي اطلاعات سازماني كه اطلاعات مالي حسابها را جمع‌آوري و پردازش كرده و گزارش‌هايي از آن حسابها براي استفاده مديريت توليد مي‌كند.

سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي (‎Computer Information Systems‏)
سيستم‌هاي اطلاعات كه به طور كامل يا تا حدي از رايانه استفاده مي‌كنند سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي گفته‌ مي‌شوند.

سيستم‌هاي اطلاعات سازماني (‎Organizational Information Systems‏)
سيستم‌هاي اطلاعات كه براي اطلاعات سازماني و در سطح سازمان استفاده مي‌شوند.

سيستم‌هاي اطلاعات مالي (‎Financial Information Systems‏)
دسته‌اي از سيستم‌هاي پردازش مبادلات براي انجام امور مالي.

سيستم‌هاي اطلاعات مبتني بر وب (‎Web-based Information Systems‏)
گونه‌اي از سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي كه نرم‌افزار آن مبتني بر محيط و فناوري وب است و كاربر در محيط وب با اين سيستم‌هاي اطلاعات كار مي‌كند.

سيستم‌هاي اطلاعات مديريت (‎Management Information Systems‏)
نوعي از سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي كه معمولاً داده‌هاي داخل سازمان را از سيستم‌هاي پردازش مبادلات گرفته و خلاصه‌سازي معناداري از آنها را در قالب گزارش‌هاي مديريت براي پشتيباني وظايف مديريت در يك سازمان ارائه مي‌كنند.

سيستم‌هاي اطلاعات منابع انساني (‎Human Resources Information Systems‏)
يك سيستم اطلاعات براي جمع‌آوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي داده‌هاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش و هم‌چنين براي كمك به برنامه‌ريزي، امور اداري، تصميم‌گيري و كنترل فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني.

سيستم‌هاي پردازش مبادلات (‎Transaction Processing Systems‏)
سيستم‌هاي اطلاعات كه از طريق رويه‌ها و پردازش اطلاعات بر روي فعاليت‌هاي روزانه و تبادلات سازمان، كنترل عملياتي اعمال مي‌كنند.

سيستم‌هاي مديريت اسناد (‎Documents Management Systems‏)

سيستم‌هاي مديريت قراردادها (‎Contracts Management Systems‏)

سيستم‌هاي مديريتي (‎Management Systems‏)
به دسته‌بندي ابتدايي سبك‌هاي مديريت كه توسط ليكرت توسعه داده شد سيستم‌هاي مديريتي گفته مي‌شود.

طبقه‌بندي مشاغل (‎Job Classification‏)
طبقه‌بندي مشاغل عبارت است از دسته‌بندي يا تنظيم مشاغل در گروه‌هايي از مشاغل مشابه و قراردادن اين مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوري كه رابطه صحيح و مناسبي بين عوامل سه‌گانه زير برقرار شود: 1) وظايف، اختيارات و مسئوليت‌هاي مشاغل 2) شرايط احراز مشاغل 3) حقوق و دستمزد و مزاياي قابل پرداخت به هر گروه و طبقه شغلي.

طراحي شغل (‎Job Design‏)
طراحي شغل عبارت است از تعريف روشي كه يك كار بايد انجام شود و فعاليت‌هايي كه در يك شغل مفروض مورد نياز است. در تعريف ديگر، طراحي شغل عبارت است از تعيين و در كنار هم قرار دادن وظايفي كه به صورت يك واحد كاري مي‌تواند توسط فردي با مهارت‌هاي خاصي انجام ‌گيرد و پاسخگوي بخشي از نياز سازمان باشد. طراحي مجدد شغل عبارت است از تغيير فعاليت‌ها يا روش كار مربوط به يك شغل موجود.

طرح‌ريزي فضا‌هاي كاري (‎‏)

علم سيستم‌ها (‎Systems Science‏)

علم مديريت (‎Management Science‏)
كاربرد تكنيك‌هاي علمي، به ويژه روش‌هاي كمي، در مطالعه مديريت.

فرايندهاي كسب و كار (‎Business Processes‏)
هر وجهي از عمليات سازماني شامل يك سري از فعاليت‌ها كه انجام آنها براي دستيابي به يك هدف مشخص ضروري باشد.

فرهنگ سازماني (‎Organizational Culture‏)
به ارزش‌هاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته مي‌شود.

فروش (‎sales‏)
جا به جايي ملكيت كالا در مقابل پول.

فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني (‎Human Resource Management Activities‏)

فلسفه مديريت (‎Management Philosophy‏)
رويكرد ذهني به كارها و هدف‌هاي مديريت از سوي يك مدير يا مجموعه مديريت يك سازمان.

فناوري اطلاعات (‎Information Technology‏)
فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانه‌ها و ديگر فناوري‌ها براي كار با اطلاعات.

فنون برنامه‌ريزي در مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Planning Techniques‏)

فنون كنترل (‎Control Techniques‏)

فنون مديريت (‎Management Techniques‏)

فنون مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Techniques‏)

كارآفريني (‎Entrepreneurship‏)
به فرايندي گفته مي‌شود كه بتواند با استفاده از خلاقيت و نوآوري، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و بكارگيري همراهان به وجود آورد.

كاربرد سيستم‌ها (‎Systems Application‏)

كارمنديابي (‎‏)
كارمنديابي، فرايندي است كه به وسيله آن كساني كه به نظر مي‌رسد توانايي بالقوه‌اي براي عضويت در سازمان و انجام دادن وظايف محوله دارند شناسايي مي‌گردند و موجبات جذب آنها به سوي سازمان فراهم مي‌شود.

كسب و كار (‎Business‏)
واژه‌اي عمومي براي ساخت، خريد يا فروش كالاها و خدمات.

كنترل (‎Control‏)
وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازه‌گيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامه‌هاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام مي‌رسند.

كنترل پروژه (‎Project Control‏)
فنون كنترل مراحل و زمانبندي فعاليت‌هاي پروژه.

كنترل مديريت (‎Management Control‏)

گزارش‌دهي (‎Reporting‏)

مأموريت (‎Mission‏)

متدولوژي سيستم‌ها (‎Systems Methodology‏)

مديريت (‎Management‏)
واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان.

مديريت آموزشي (‎Educational Management‏)

مديريت استراتژيك (‎Strategic Management‏)

مديريت اطلاعات (‎Information Management‏)

مديريت بازاريابي (‎Marketing Management‏)

مديريت بحران (‎Crisis Management‏)

مديريت بخش عمومي (‎Public Sector Management‏)

مديريت بيمارستان (‎Hospital Management‏)

مديريت پروژه (‎Project Management‏)
شيوه‌هاي مديريت معطوف به مديريت پروژه‌ها شامل برنامه‌ريزي، پياده‌سازي و هماهنگي اغلب در يك مقياس زماني كوچك در كوتاه‌مدت.

مديريت تغيير (‎Change Management‏)

مديريت توليد (‎Production Management‏)
مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمام‌شده.

مديريت تيم (‎Team Management‏)

مديريت خدمات (‎Services Management‏)
مديريت خدمات عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي ارائه خدمت توسط يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به خدمات قابل عرضه.

مديريت خلاقيت (‎Creativity Management‏)
فنون مديريت كه به دنبال برانگيختن و ارتقاء خلاقيت در سازمان هستند.

مديريت دانش (‎Knowledge Management‏)

مديريت دولتي (‎Public Sector Management‏)
عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي مربوط به مديريت سازمان‌هاي بخش عمومي و دولتي.

مديريت روابط مشتري (‎Customer Relationship Management‏)

مديريت زمان (‎Time Management‏)
فعاليت‌ها و فرايندهاي برنامه‌ريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد.

مديريت زنجيره عرضه (‎Supply Chain Management‏)

مديريت عمليات (‎Operations Management‏)
شاخه يا رشته‌اي از مديريت كه بر مديريت عمليات شامل حوزه‌هايي مانند زمان‌بندي، جابجايي و انبار مواد و مديريت جريان كار تمركز مي‌كند.

مديريت فرايندهاي كسب و كار (‎Business Process Management‏)
مديريت فرايندهاي كسب و كار رويكردي به اداره فرايندها در سراسر طول عمر آنهاست از زماني كه در شكل اوليه ايجاد مي‌شوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر.

مديريت كتابخانه (‎Library Management‏)

مديريت كسب و كار (‎Business Management‏)
عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي براي مديريت تمام عمليات و فعاليت‌هاي يك موجوديت كسب و كار.

مديريت كيفيت (‎Quality Management‏)

مديريت مالي (‎Financial Management‏)

مديريت مزرعه (‎Farm Management‏)

مديريت منابع انساني (‎Human Resource Management‏)
مقصود از مديريت منابع انساني سياست‌ها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبه‌هايي از فعاليت‌ كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عملكرد، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان.

مديريت مهندسي (‎Engineering Management‏)

مديريت نوآوري (‎Innovation Management‏)
فنون مديريتي كه به انگيزش رفتار نوآورانه و تبديل نوآوري‌ها به فايده عملي و واقعي در قالب محصولات و فرايندها مي‌پردازند.

مديريت هتل (‎Hotel Management‏)

مديريت هزينه (‎Cost Management‏)
فنون مديريت مورد استفاده در امور مربوط به هزينه (قيمت‌گذاري، برآورد هزينه و . . . ) و كنترل آن.

مديريت ورزش (‎Sport Management‏)

مطالعه سيستم‌ها (‎Systems Inquiry‏)

معماري سيستم‌ها (‎Systems Architecting‏)

مميزي (‎Auditing‏)
تأييد درستي و صحت مجموعه‌اي از واقعيت‌هاي بيان شده (مانند حساب‌هاي مالي).

مميزي اقتصاد و كارايي (‎Economy and Efficiency Auditing‏)
بررسي مديريت و بهره‌برداري از منابع اقتصادي و كارآمدي آن، علل غيراقتصادي و ناكارآمد بودن و تبعيت فعاليت‌هاي انجام شده از قوانين و مقررات وضع‌شده در خصوص اقتصاد و كارايي.

مميزي داخلي (‎Internal Auditing‏)
يك كنترل سازماني است كه اثربخشي ديگر كنترل‌هاي سازمان يافته را بررسي و ارزيابي مي‌كند. مميزان داخلي مميزي عملياتي را انجام مي‌دهند و حق‌الزحمه آنها از سوي سازمان پرداخت مي‌شود.

مميزي دولتي (‎Governmental Auditing‏)
يك كنترل دولتي است كه نياز واحدهاي دولتي را در سطوح مختلف تأمين مي‌كند. مميزي‌هاي دولتي داراي سه نوع مالي، اقتصاد و كارايي يا نتايج برنامه (مميزي بر اساس موضوع) هستند كه معمولاً توسط مميزان دولت يا در بعضي موارد توسط مميزان مستقل انجام مي‌شوند. حق‌الزحمه مميزان دولتي توسط سازمان‌هاي استخدام كننده آنها پرداخت مي‌شود.

مميزي شخص اول (مميزي داخلي يا فرايند) (‎First Party Auditing (Internal or Process Audit)‏)
ارزيابي داخلي از سيستم‌هاي مديريت سازمان به منظور حصول اطمينان از اينكه سيستم‌هاي مستند شده به درستي اجرا شده‌اند.

مميزي شخص دوم (مميزي مشتري) (‎Second Party Auditing‏)
اگر ارزيابي داخلي توسط مشتري انجام شود.

مميزي شخص سوم (مميزي گواهينامه) (‎Third Party Auditing (Certification Audit)‏)
ارزيابي سازمان توسط يك سازمان مستقل مميزي كننده.

مميزي عملياتي (‎Oprational Auditing‏)
سنجش كارايي و اثربخشي رويه‌هاي عملياتي.

مميزي مالي (حسابرسي) (‎Financial Auditing‏)
بررسي مطابقت صورت وضعيت‌هاي مالي با اصول پذيرفته شده حسابداري و هم‌چنين بررسي تبعيت فعاليت‌‌هاي مالي از قوانين و مقررات وضع شده.

مميزي مستقل (‎Independent Auditing‏)
يك كنترل اجتماعي است كه علاوه بر تأمين نيازهاي مميزي داخلي، نياز كاربران خارجي اطلاعات مالي را تأمين مي‌كند. مميزان مستقل، مميزي اظهارنامه‌هاي مالي را انجام مي‌دهند و هزينه مميزي مستقيماً توسط سازمان پرداخت مي‌شود.

مميزي نتايج برنامه (‎Program Results Auditing‏)
بررسي دستيابي به نتايج و منافع پيش‌بيني شده.

مهارت‌هاي مديريت (‎Management Skills‏)
تخصص يا توانايي در انجام كارهاي مربوط به مديريت.

مهندسي سيستم‌ها (‎Systems Engineering‏)
استفاده از تكنيك‌هاي مهندسي براي طراحي و نگهداري سيستم‌ها.

مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering‏)
مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستم‌هاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روش‌هاي تحليل و طراحي مهندسي، نتايج و خروجي‌هاي مورد انتظار چنين سيستم‌هايي را تعيين، پيش‌گويي و ارزيابي مي‌كند.

مهندسي صنايع در ايران (‎Industrial Engineering in Iran‏)

نظارت (‎Supervision‏)

نظريه سيستم‌ها (‎Systems Theory‏)

نظريه‌هاي مديريت (‎Management Theories‏)
بررسي نظري نقش و طبيعت مديريت.

نقش‌هاي مديريتي (‎Managerial Roles‏)
واژه عمومي براي كارها، رفتارها، مسئوليت‌ها و فعاليت‌هاي مورد انتظار از يك مدير.

نمودار سازماني (‎Organizational Chart‏)
به نمايش گرافيكي ساختار و سلسله مراتب يك سازمان نمودار سازماني گقته مي شود.

نوآوري (‎Innovation‏)
توسعه فناوري‌ها، محصولات، فرايندها و سيستم‌هاي جديد و بكارگيري آنها در عمليات كسب و كار.

هدايت (‎Directing‏)
كار پيوسته تصميم‌سازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعمل‌ها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان.

هماهنگي (‎Coordination‏)
تمام فعاليت‌هاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.

وظايف سازماني (‎Organizational Functions‏)

وظايف ستاد (‎Staff Functions‏)
وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني مي‌كنند. حوزه‌هاي وظيفه‌اي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزه‌هاي وظيفه‌اي ستاد هستند.

وظايف صف (‎Line Functions‏)
وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين مي‌كنند.

وظايف مديريت (‎Management Functions‏)
فهرستي از فعاليت‌هاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند.

يادگيري سازماني (‎Organizational Learning‏)
مفهومي كه بر چگونگي يادگيري سازمان به عنوان يك گروه تمركز مي‌كند نه بر يادگيري تك تك افراد گروه.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 12:6  توسط mgt  | 

سازمان رسمي و غير رسمي

سازمان رسمي و غير رسمي

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 18/2/1384

سازمان رسمي و غير رسمي

هر سازماني علاوه بر ساختار رسمي و از پيش طراحي شده، داراي شبكه‌اي از روابط شخصي و اجتماعي است كه توسط كاركنان آن شكل گرفته است. به اين شبكه، سازمان غير رسمي گفته مي‌شود. سازمان‌هاي غير رسمي ويژگي‌هايي دارند كه متفاوت از ويژگي‌هاي سازمان‌هاي رسمي و ساخت‌يافته است. براي مديريت گروه‌ها و سازمان‌هاي غير رسمي در يك سازمان رسمي، بايد به اين ويژگي‌ها توجه داشت. اين ويژگي‌ها عبارتند از:
- سازمان‌هاي غير رسمي مانند عاملان كنترل اجتماعي عمل مي‌كنند بدين شكل كه فرهنگي توليد مي‌كنند كه دنباله‌روي و انطباق با اعضاي گروه را الزامي مي‌كند.
- روابط انساني حاكم بر سازمان غير رسمي، كاملاً متفاوت از روابط در سازمان رسمي است و فنون متفاوتي براي تحليل آن روابط موردنياز است.
- سيستم رتبه‌بندي و روابط كاملاً جداي از ساختار رسمي است.
- سازمان‌هاي غير رسمي در برابر تغيير مقاومت مي‌كنند.
- گروه غير رسمي سازمان يك رهبر غير رسمي دارد كه لزوماً شخصي نيست كه به عنوان رئيس سازمان منصوب شده است.

از آنجايي كه سازمان‌ها از افراد تشكيل شده‌اند نه خانه‌هاي نمودار سازماني، مديران و طراحان سيستم‌ها نبايد خود را از تحركات سازماني واقعي جدا كنند. مديران بايد از گروه‌هاي اجتماعي سازمان اطلاع داشته باشند و درباره آنها اطلاعات جمع‌آوري كنند و از اين اطلاعات در طراحي سيستم‌ها و برنامه‌ريزي بهره ببرند. مديران بايد به واقعيت‌هاي سازمان توجه كنند.

ساير تصاوير و كاريكاتورهاي مديريت

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 18:32  توسط mgt  | 

رفتار قورباغه اي

رفتار قورباغه‌اي

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ ويرايش: 31/2/1384

اگر قورباغه‌اي را به همراه مقداري از آبي كه در آن زندگي مي‌كند در ظرفي بريزيد و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكس‌العملي نشان نمي‌دهد تا آن كه آب جوش مي‌آيد و قورباغه مي‌ميرد. دليل اين رفتار اين است كه قورباغه يك حيوان خونسرد است و دماي بدن خود را با تغييرات تدريجي دماي محيط تطبيق مي‌دهد. اگر قورباغه ديگري را بگيريد و در ظرف آبي كه اختلاف دماي قابل ملاحظه‌اي با دماي بدن قورباغه دارد اما براي آن قابل تحمل است، بياندازيد خواهيد ديد كه به سرعت به بيرون مي‌جهد چرا كه نمي‌تواند اين تغيير دما را تحمل كند.

مديراني كه به محيط و تغييرات آن توجه ندارند مانند قورباغه عمل خواهند كرد. اين مديران روند و تغييرات تدريجي را شناسايي نمي‌كنند و بنابراين در زمان لازم استراتژي مناسب را اتخاذ نمي‌كنند زيرا خود را براي آن شرايط تغيير كرده آماده نكرده‌اند. از طرف ديگر اين مديران ظرفيت تحمل خيلي از تغييرات محيطي ناگهاني را ندارند و بنابراين به آن تغييرات به درستي عكس‌العمل نشان نمي‌دهند. به بيان ديگر اين مديران استراتژيك عمل نمي‌كنند و از فرصت‌ها و تهديدها به درستي بهره نمي‌برند.

ساير حكايات داراي كاربرد در مباحث مديريت

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 17:34  توسط mgt  | 

پژوهش در عمليات: مفاهيم، اصول و تاريخچه

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 15/9/1383
 
چكيده

اين مقاله به تشريح مفاهيم و اصول پژوهش در عمليات مي‌پردازد. تعاريف مختلفي از پژوهش در عمليات مطرح مي‌شود و موضوع از جنبه علم بودن، هدف، ابزار، فنون، روش علمي، فعاليت‌ها و ساير ويژگي‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد. سپس پيدايش، تحول و توسعه پژوهش در عمليات در سه دوره زماني قبل از جنگ جهاني دوم، جنگ جهاني دوم، و پس از جنگ جهاني دوم شرح داده مي‌شود. در پايان به حوزه‌هاي مرتبط با پژوهش در عمليات اشاره مي‌شود.

كليدواژه(ها) : تعريف؛ تاريخچه؛ ابزار؛ فنون؛ پژوهش در عمليات؛ تحقيق در عمليات؛ پژوهش عملياتي؛ مفاهيم؛ اصول

1- مقدمه

با وجود منابع علمي بيشمار در زمينه پژوهش در عمليات درصد ناچيزي از آ‌‌‌نان به مفاهيم، اصول و روش پژوهش اين حوزه پرداخته‌‌‌اند. برخي از دلايل اين نارسايي را بايد در ميان دلايل توسعه نيافتن روش پژوهش در علوم پايه و فني و مهندسي جست. در اين حال و از اوايل دهه 70 به اين طرف، هدف دوره‌هاي آموزشي پژوهش در عمليات كه در قالب رشته‌هاي فني و مهندسي مانند مهندسي صنايع، رشته‌هاي رياضي كاربردي و بعضي از گرايشهاي مديريت تدوين شدند، خواسته يا نا‌خواسته تربيت متخصصيني بوده‌است كه به توسعه روشها و مفاهيم رياضي اين حوزه بپردازند.
   اين شرايط باعث مهجور ماندن جنبه كاربردي پژوهش در عمليات (كه به خاطر آن توسعه يافته بود) شده‌ است. در ايران نيز كه تقريباً هر رشته و حوزه علمي همين شرايط را داراست، وضعيت اشاره شده براي پژوهش در عمليات را بيش از ساير جاها تشديد نموده‌ است.
   علاوه بر اين و با وجود كلاسهاي متعدد پژوهش در عمليات در دانشگاههاي ايران، دانشجويان كمتر با مفاهيم و مباني آن آشنا شده و بدون هيچ هدف‌گذاري و برنامه‌‌ريزي براي تدوين دوره‌هاي آموزشي از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، در‌گير مباحث رياضي پژوهش در عمليات مي‌گردند در حالي كه هيچ ديد مناسبي از وجوه مختلف پژوهش در عمليات ندارند.

 پژوهش در عمليات همانند فيل مولوي شده است كه هر‌كس از آن درك و تصوري دارد كه همه پژوهش در عمليات نيست. اين موضوع از دو جهت قابل بررسي است. يكي آنكه شكل‌گيري هر نظام يا حوزه علمي از ابتدا به صورت كامل و مدون انجام نمي‌شود و در طول زمان به موازات پژوهشها، توسعه يافته و شكل مي‌گيرد. اين روند در هر حوزه علمي امري طبيعي است. اما اين روند به هر حال به جايي مي‌رسد كه تصوير روشن و مشتركي در پيش روي پژوهشگران آن حوزه باز مي‌نمايد و به نظر مي‌رسد پژوهش در عمليات اين روند را طي نموده است. جهت ديگر اين است كه عدم آشنايي كامل با مباني، مفاهيم و اصول پژوهش در عمليات و نگاه تك بعدي باعث درك و تصور متفاوت شده است. بعضي پژوهش در عمليات را روشهاي بهينه‌سازي مي‌دانند و برخي ديگر روشهاي آن را به عنوان علم و فن آمار مي‌شناسند. در اين مقاله سعي مي‌گردد كه تا حد امكان ابهام‌هاي فوق بر‌طرف شود و تصوير روشني از پژوهش در عمليات ارائه شود.

2-كدام عبارت؟

   همانطور كه در عنوان مقاله ديده مي‌شود عبارت پژوهش در عمليات به جاي عبارت هم‌‌ارز آن يعني تحقيق عمليات (اصغر‌پور 1372)، تحقيق در عمليات (آريا‌‌نژاد 1371) و پژوهش عملياتي (مهرگان 1378) بكار رفته است. وجود چند عبارت به ظاهر متفاوت ممكن است باعث پديد آمدن ابها‌‌ماتي براي خواننده گردد. آيا هر يك از اين عبارات به حوزه‌اي خاص اشاره مي‌كنند؟ آيا هر يك از اين عبارات در يكي از رشته‌‌هاي دانشگاهي بكار مي‌روند؟ آيا رويكرد، نگرش و نوع پرداختن به مطالب با عبارت بكار رفته ارتباطي دارد؟
   در جامعه علمي و دانشگاهي ايران بيشتر دو عبارت تحقيق در عمليات و پژوهش عملياتي بكار مي‌رود؛ تحقيق در عمليات در رشته‌هاي مهندسي صنايع و رياضي با گرايش تحقيق در عمليات و پژوهش عملياتي در رشته‌هاي مربوط به مديريت. قبل از پرداختن به تعاريف، لازم است توضيحي در خصوص عبارات هم‌ارز اشاره شده ارائه شود.
   همانطور كه در ادا‌مه نيز اشاره خواهد شد در سالهاي جنگ جهاني دوم، تحقيق روي عمليات نظامي از اهميت و اولويت بالايي برخوردار بود. كاربرد اين نوع تحقيق در عمليات غير‌نظامي باعث شكل‌‌گيري عبارت تحقيق در عمليات شد.
   در بريتانيا اين نوع تحقيق، تحقيق عملياتي ناميده مي‌شود كه در ايران با عبارت پژوهش عملياتي ترجمه شده است. دو عبارت تحقيق در عمليات و پژوهش عملياتي بصورت مترادف بكار مي‌روند با اين تفاوت كه پژوهش عملياتي در بريتانيا و بخش‌هايي از اروپا و تحقيق در عمليات در ديگر جاها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
   واژه عملياتي در عبارت پژوهش عملياتي همان نقش صفتي را كه واژه‌هاي تاريخي، پيمايشي و تطبيقي در پژوهشهاي تاريخي، پيمايشي و تطبيقي بعهده دارند را به ذهن مي‌آورد بدين معني كه پژوهش عملياتي يك نوع روش پژوهش است. اما همانطور كه بعداً نيز شرح داده مي‌شود تحليل سيستم، علوم مديريت و تصميم‌گيري حوزه‌هايي هستند كه با تحقيق در عمليات مقايسه مي‌شوند. تحقيق در عمليات همانند هر‌يك از حوزه‌هاي تحليل سيستم و علوم مديريت داراي اهداف، تئوريها، مباني و روشهايي است كه آن را به چيزي بيش از يك روش پژوهش تبديل مي‌كند. همچنين عبارت پژوهش عملياتي، آنچه كه تحقيق در عمليات (يعني تحقيق روي عمليات و نه نوعي تحقيق بنام عملياتي) در نتيجه آن شكل گرفته است را بيان نمي‌دارد. اين تفسير با عبارت «research into» توسط استين هارد (ساعتي 1988) براي تعريف و توضيح تحقيق در عمليات بكار رفته‌است و  با تأكيدي كه پولاك، راسكوپف و بارنت (1994) بر اين مطلب مي‌كنند همخواني دارد. با توجه به توضيحات بالا، بنظر نويسنده عبارت تحقيق در عمليات مناسبتر از عبارت پژوهش عملياتي مي‌باشد. عبارت پژوهش در عمليات، فارسي‌تر از عبارت تحقيق در عمليات است و از اين پس پژوهش در عمليات را به جاي تحقيق در عمليات بكار مي‌بريم.

 

3- پژوهش در عمليات چيست؟

از اواسط دهه پنجاه به بعد تعاريف متعددي از پژوهش در عمليات توسط انجمن‌‌هاي تخصصي پژوهش در عمليات و نويسندگان ارائه شده‌است اما هنوز تعريف واحدي از آن وجود ندارد. در اينجا بعضي از تعاريف موجود ارائه شده و مورد تحليل قرار مي‌گيرند.

تعريف 1 (انجمن پژوهش در عمليات بريتانياي كبير (ويلكس 1980))

پژوهش در عمليات عبارتست از كاربرد روشهاي علمي در مسائل پيچيده پديد آمده براي هدايت و مديريت سيستم‌هاي بزرگ شامل انسان، ماشين، مواد و پول در صنعت، تجارت، دولت و دفاع. رويكرد متمايز پژوهش در عمليات، توسعه مدلي علمي از سيستم به همراه اندازه‌گيري عواملي مانند شانس و خطر براي پيشگويي و مقايسه پيامدهاي تصميمات، استرتژيها يا كنترلهاي جانشين مي‌باشد. هدف، كمك به مديريت در تعيين سياست‌ها و اقدامات به صورت علمي است. 

تعريف 2 (انجمن پژوهش در عمليات آمريكا (پولاك، راسكوپف و بارنت 1994، 1))

(1) پژوهش در عمليات رويكردي علمي براي تصميم‌گيري است.

(2) پژوهش در عمليات عبارتست از تصميم‌گيري علمي براي دستيابي به بهترين طراحي و عمليات سيستم‌ها، معمولاً در شرايطي كه تخصيص منابع محدود نيز مورد نياز باشد.

4- تحليل تعاريف

4-1- علميت

آيا پژوهش در عمليات علم است؟ هنر است؟ كاربرد نتايج ديگر علوم است؟ مجموعه‌اي از روشها، تكنيكها و ابزار علمي است؟ اگر علم است، چه نوع علمي است؟ تعاريف ارائه شده پاسخ واحدي به اين پرسشها نمي‌دهند. در بررسي موضوع علميت در پژوهش در عمليات، لازم است ابتدا تعريفي از علم ارائه شود.
   اكاف (1962، 1) علم را فرايند تحقيق تعريف مي‌نمايد. يعني شيوه‌اي براي (الف) پاسخ به پرسشها و حل مسائل. با پذيرش اين تعريف، پژوهش در عمليات نيز علم است زيرا آنچه در همه تعاريف پژوهش در عمليات به نوعي مورد نظر قرار مي‌گيرد حل مسائل است. حال اين پرسش باقي مي‌ماند كه پژوهش در عمليات چه نوع علمي است؟ در پاسخ به اين پرسش بايد دسته‌بندي و تعاريف علوم را مشخص نمود. يك دسته‌بندي كلي كه بر مبناي نتيجه فرايند تحقيق (هوسي و هوسي 1997) شكل گرفته‌است علم محض و كاربردي مي‌باشد.
   تمايز بين علم محض و كاربردي بسيار مشكل است و شايد مناسبتر باشد كه اين دسته‌بندي طيفي از يك مقياس تصور شود كه درجه محض يا كاربردي بودن علم را مشخص كند. اكاف (1962، 7) و هوسي و هوسي (1997، 13) تمايز بين علم محض و كاربردي را بر مبناي پاسخ به پرسش يا حل مسأله توضيح مي‌دهند. تفاوت بين  پرسش و مسأله در علت بروز پرسش، كنجكاوي، نياز به درك بهتر موضوعات علمي و تمايل به گسترش مرزهاي دانش بوده در حاليكه هيچگونه انگيزه‌اي براي كاربرد نتايج ناشي از پاسخ به آن پرسش وجود ندارد اگرچه ممكن است قابل كاربرد باشد. مسأله زماني مطرح مي‌شود كه بخواهيم شرايط موجود به گونه‌اي تغيير كند كه مطابق خواست ما گردد. علم محض علمي است كه در آن به پرسشها پاسخ داده مي‌شود در حاليكه با استفاده از علم كاربردي مسائل حل مي‌شوند.
   همانطور كه از تعاريف بر‌مي‌آيد پژوهش در عمليات با هدف حل مسائل شكل گرفته است. بنابراين در ابتدا علمي كاربردي است اما با گسترش استفاده از پژوهش در عمليات در حل مسائل، نياز به توسعه مفاهيم، مباني، تئوريها و ارائه روشهاي كاراتر بيشتر نمايان شد بطوري كه در كنار شاخه كاربردي آن، شاخص محض آن نيز گسترش يافت تا جايي كه توجه به فعاليتهاي پژوهشي در شاخه محض پژوهش در عمليات از تعداد و حجم فعاليتهاي پژوهشي در راستاي كاربرد اين علم در حل مسائل واقعي كاست و ارزش بعد كاربردي اين علم را كمرنگ نمود (لاس و روزن وين 1997). با اين توضيح مشاهده مي‌شود كه پژوهش در عمليات نيز مانند علومي همچون فيزيك، شيمي و رياضي مي‌تواند داراي شاخه‌هاي محض و كاربردي باشد.

4-2- هدف پژوهش در عمليات

  1. حل مسائل عملياتي
  2. حل مسائل عمليات سيستمهاي شامل انسان، ماشين، مواد، انرژي، اطلاعات و پول
  3. حل مسائل تصميم‌گيري

عمليات عبارتست از مجموعه‌اي از چند يا تعداد زيادي عمل يا وظيفه مستقل مربوط به مواد خام، انسان و ماشينها كه وقتي در كنار هم قرار مي‌گيرند ساختار منسجمي را تشكيل مي‌دهند كه از آن عملي در راستاي اهداف بزرگتر و وسيعتر حاصل مي‌شود (ساعتي 1988). مورديك و مانسون (1986، 131) عمليات را چنين تعريف مي‌نمايند: عمليات عبارتست از مجموعه‌اي از عناصر كاري كه منجر به تغيير ارادي خصوصيات فيزيكي يا شيميايي يك شئي، مونتاژ يا دمونتاژ اجزاء، تنظيم و آماده‌سازي عمليات ديگر، حمل ونقل، بازرسي، بايگاني يك شئي يا ثبت داده‌ها مي‌گردند. همچنين عمليات زماني اتفاق مي‌افتد كه تلاش فكري در خصوص اجزاء يك مسئله پيچيده يا براي يك مسئله ساده بكار رود.

مورديك و مانسون (1986، 31) سيستم را چنين تعريف مي‌نمايند:سيستم عبارتست از مجموعه‌اي از عناصر سازمان يافته داراي اثر متقابل كه از طريق انجام عمليات روي داده‌ها، اطلاعات، انرژي، ماده يا ارگانيسم‌ها در يك فاصله زماني براي توليد اطلاعات، انرژي، ماده يا ارگانيسم‌ها به عنوان خروجي، هدف يا اهداف مشتركي را دنبال مي‌كند.

مسائل عملياتي و عمليات سيستم‌ها مسائلي هستند كه در اجرا، كنترل، هدايت، هماهنگي، تنظيم، برنامه‌ريزي،‌ زمانبندي، بهينه‌سازي و بهبود عمليات پيش مي‌آيند. خيلي از نويسند‌گان بين پاسخهاي مسأله و تصميم‌ها و همچنين حل مسأله و تصميم‌گيري تفاوتي قايل نمي‌شوند. مورديك و مانسون (1986، 366) مسأله و تصميم را يكي نمي‌دانند؛ مسائل هنگامي بروز مي‌نمايند كه ما ناراضي هستيم،‌ هنگامي كه چيزي ما را تا آن حد آزار مي‌دهد كه احساس مي‌كنيم بايد اقدامي صورت دهيم. فعاليت حل مسأله عبارتست از جستجوي راه‌ حل‌ها يا خط مشي‌ها كه نارضايتي ما را كاهش دهد. معمولاً تعداد زيادي راه حل براي يك مسأله وجود دارد كه بعضي از آنها بهتر از بقيه هستند. انتخاب از ميان اين راه حل‌ها يا خط‌ مشي‌ها تصميم‌گيري و چگونگي انتخاب، تصميم‌گيري است.

4-3- ابزار، فنون و روش علمي در پژوهش در عمليات

4-4- رويكرد سيستم‌ها (مورديك و مانسون 1986، 45- 48)

4-5- استفاده از تيم چند تخصصي

4-6- فعاليتهاي پژوهش در عمليات

در پژوهش در عمليات، مسائل از طريق چه فعاليتهايي حل مي‌شوند؟ در اينجا سعي مي‌كنيم دسته‌هاي فعاليتهاي پژوهش در عمليات را توضيح دهيم.

4-6-1- برنامه‌ريزي

4-6-2- زمانبندي

4-6-3- تخصيص منابع

4-6-4- بهينه سازي

4-6-5- تعيين خط مشي و تصميم

4-6-6- توصيف

4-6-7- پيشگويي

5- تاريخ پژوهش در عمليات

5-1- قبل از جنگ جهاني دوم (ساعتي 1988، 5- 7)

 

5-2- جنگ جهاني دوم

 

5-3- بعد از جنگ جهاني دوم (ساعتي 1988، 9- 12)

6- پژوهش در عمليات و حوزه‌هاي مرتبط

در كنار پژوهش در عمليات حوزه‌هاي ديگري هستند كه ممكن از جهت هدف، روش علمي، فنون يا ابزار مورد استفاده و كاربرد مشابه يكديگر باشند يا داراي اين رابطه باشند كه يكي در توسعه مفاهيم و حل مسائل ديگر حوزه بكار رود. اين حوزه‌ها عبارتند از: مهندسي صنايع، علم مديريت، تحليل سيستم‌ها، تصميم‌گيري و علم آمار. در اينجا بصورت خلاصه شباهتها و تفاوتها شرح داده مي‌شوند.

6-1- مهندسي صنايع

6-2- علم مديريت

علم مديريت حوزه‌اي است كه در ارتباط تنگاتنگ با پژوهش در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. فنون مورد استفاده در اين رشته‌ همان فنون پژوهش در عمليات مي‌باشند اما تفاوت آن با پژوهش در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت بكار مي‌روند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نمي‌شوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح مي‌شوند (هيكس 1977، 54). مقاله را به صورت كامل در مقاله پژوهش در عمليات: مفاهيم، اصول و تاريخچه مطالعه فرماييد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:49  توسط mgt  |