تبليغاتX
همه چيز درباره مديريت صنايع حسابداري

همه چيز درباره مديريت صنايع حسابداري

مديريت مهندسي صنايع حسابداري فناوري اطلاعات

مقدمه‌اي بر مهندسي صنايع و سيستم‌ها

مقدمه‌اي بر مهندسي صنايع و سيستم‌ها

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 5/8/1383
 
چكيده
در اين مقاله تاريخچه شكل‌گيري و تكامل مهندسي صنايع و تغيير آن از مهندسي صنايع سنتي به مهندسي صنايع و سيستم‌ها شرح داده مي‌شود. مهندسي صنايع و سيستم‌ها، تعريف و جايگاه آن در سازمان بررسي مي‌شود. در پايان به برخي از فعاليت‌هاي مهندسي صنايع و سيستم‌ها اشاره مي‌شود.
 
كليدواژه(ها) : مهندسي صنايع؛ مهندسي سيستم‌ها؛ تاريخچه؛ تعريف؛ جايگاه؛ فعاليت‌ها


 

1- تاريخچه مهندسي صنايع

1-1- سير شكل‌گيري مهندسي صنايع تا جنگ جهاني دوم

اولين فعاليت‌هاي مهندسي صنايع مربوط به اقتصاددانهاي كاربردي و صنعتگرها است كه در حدود سالهاي 1800 در انگلستان شكل گرفت. آدام اسميت، اقتصاددان معرف اسكاتلندي، در سال 1776 در كتاب ثروت ملل ايده تقسيم كار را براي بهبود بهره‌وري مطرح كرد. پياده‌سازي اين ايده روي فعاليت سوزن سازي در يك كارگاه نشان داد كه با تقسيم فعاليت به چهار عمليات جداگانه، خروجي 5 برابر افزايش يافت. وقتي كه يك كارگر تمام فعاليت را انجام مي‌داد در هر روز 1000 سوزن توليد مي‌كرد ولي وقتي 10 كارگر به چهار فعاليت تخصصي و جداگانه گمارده شدند مي‌توانستند 48000 سوزن توليد كنند. علاوه بر اينكه ظرفيت توليد افزايش يافت، اسميت نشان داد كه با اين ايده هزينه ساخت نيز كاهش مي‌يابد. اسميت علت كاهش هزينه ساخت را چنين بيان كرد:

  • انجام يك كار توسط يك نفر به صورت مكرر باعث به وجود آمدن مهارت خاص در آن فرد براي انجام آن كار مي‌گردد بنابراين مي‌تواند در زمان كمتري آن را به پايان رساند.
  • صرفه‌جويي در زمان از دست رفته كارگر براي تغيير از يك كار به كار بعدي
  • اختراع ابزار جديد و مخصوص براي انجام هر يك از كارها

چارلز ببج  در تكميل ايده اسميت بيان كرد كه با گماردن هر كارگر به يك كار خاص، ديگر به مهارت و تجربه زياد در كار ساخت و توليد نياز نبوده و نرخ پرداخت به كارگران نيز مي‌تواند كمتر باشد و بدين شكل هزينه توليد كاهش مي‌يابد. وي نتيجه يافته‌هاي خود را در سال 1835 با عنوان «اقتصاد ماشين‌آلات و سازندگان» ارائه نمود.

در توليد ماشين بخار توسط ماتئو بولتون  و جيمز وات ، استفاده از سيستم‌هاي مديريت شامل استانداردها، روش‌هاي پيش‌بيني، استقرار كارخانه، طراحي كارخانه و سياست‌هاي حقوق و پاداش در شكل ابتدايي خود براي كمك در هدايت، مديريت و كنترل كارخانه آغاز شد.

توسعه مهندسي صنايع در آمريكا در سالهاي اول 1900 توسط فردريك تيلور ، پدر مهندسي صنايع، آغاز شد. بر خلاف آدام اسميت و چارلز ببج كه نظريه‌پرداز و نويسنده بودند، تيلور كسي بود كه از طريق انجام فعاليت‌هاي صنعتي و بر اساس آزمايش به توسعه اصول و مفاهيم پرداخت و توجه خود را روي روش‌هاي علمي انجام كار و مديريت يك واحد توليدي متمركز ساخت. تا قبل از تيلور كارها بر اساس حسابهاي سرانگشتي انجام مي‌شد و از استانداردهاي علمي، برنامه‌ريزي مديريتي و رويه‌هاي تحليل خبري نبود. هدف تيلور تغيير اين وضعيت به شرايطي بود كه نشان دهد مديريت يك فعاليت علمي است و نه يك فعاليت اتفاقي و باري به هر جهت. وي چهار خط‌مشي زير را مورد توجه قرار داد:

  • براي هر عنصر كاري يك پايه علمي توسعه دهيد و آن را جايگزين روش‌هاي سر‌انگشتي كنيد.
  • براي هر كار، بهترين كارگر را انتخاب كنيد به جاي اينكه كارگر خود، كار خود را انتخاب كند.
  • كار را به طور مساوي بين مديريت و نيروي كار تقسيم كنيد به طوري كه هر يك وظايف و مسئوليت متناسب با خود را دارا باشد.
  • روح همكاري بين مديريت و نيروي كار را توسعه دهيد به طوري كه كار بر اساس خط‌مشي اول و دوم انجام پذيرد.

در راستاي هدف تيلور (يعني مديريت علمي) افراد ديگري از جمله گيلبرت  و گانت  به توسعه روش‌هاي علمي و سيستماتيك براي مطالعه و اندازه‌گيري كار، برنامه ريزي و زمانبندي توليد پرداختند. تا پيش از سال 1930 رشد چشمگيري در توسعه مهندسي صنايع ايجاد شد و حوزه‌هايي تحت عناوين زير شكل گرفت:

  • روش‌هاي كار
  • اندازه‌گيري كار
  • طراحي كارخانه
  • سيستم‌هاي پاداش و حقوق
  • ارزيابي كار
  • تئوري سازمان
  • فاكتورهاي انساني
  • برنامه‌ريزي و كنترل توليد

تا اواخر سالهاي 1940، توسعه مهندسي صنايع بر اساس روش‌هاي سنتي كه توسط تيلور، گانت و گيلبرت پايه‌گذاري شده بود ادامه يافت. فلسفه وجودي مهندسي صنايع با توجه به نگرش و هدف به وجود‌آورندگان آن، ارائه راه‌حل‌هاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي بود.

1-2- تكامل مهندسي صنايع بعد از جنگ جهاني دوم

شكل‌گيري مهندسي صنايع به همراه تدوين فلسفه وجودي، مفاهيم، اهداف و مشخص شدن حوزه‌هاي كاربرد از يك طرف و از طرف ديگر ظهور حوزه‌هاي جديد قابل كاربرد در مهندسي صنايع طي سالهاي جنگ جهاني دوم و بعد از آن، مهندسي صنايع را به حوزه‌اي تبديل نمود كه داراي معاني متفاوت نزد افراد مختلف بود. بهترين روش درك مهندسي صنايع جديد، درك چگونگي ارتباط آن با ديگر حوزه‌هاست. معمول‌ترين حوزه‌هاي مرتبط با مهندسي صنايع عبارتند از: مديريت، علوم كامپيوتر، علم آمار، تحقيق در عمليات، علوم مديريت ، مهندسي فاكتور‌هاي انساني و مهندسي سيستم‌ها. در ادامه هر يك از حوزه‌هاي اشاره‌ شده، شرح داده شده و با مهندسي صنايع مقايسه مي‌شوند.

1-2-1- مديريت

بين همه حوزه‌هاي اشاره شده، مديريت قديمي‌ترين در تاريخ بشري است. بيشتر كتابهاي مديريت، توسعه مديريت را با بحث روي مفاهيم علمي تيلور آغاز مي‌كنند و خيلي از نويسندگان آن كتابها، تيلور را «پدر مديريت علمي» مي‌نامند همانگونه كه مهندسين صنايع وي را «پدر مهندسي صنايع» مي‌نامند. در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا مفاهيم مديريت علمي تيلور تعميمي دانشگاهي از مهندسي است يا مديريت. بخشي از مديريت با نام مديريت توليد داراي وجه مشتركي با مهندسي صنايع است. در اينجا نيز از ديد مديريت، مديريت توليد به جنبه هدايت منابع انساني توليد توجه دارد در صورتي كه مهندسي صنايع به تحليل، طراحي و كنترل سيستم‌هاي بهره‌ور مي‌پردازد. منظور از سيستم بهره‌ور سيستمي است كه محصول يا خدمت توليد مي‌كند. به عبارتي مي‌توان گفت متخصصان مديريت مجري سيستم‌هايي هستند كه توسط مهندسين صنايع تحليل، طراحي و ارزيابي شده‌اند.

1-2-2- تحقيق در عمليات

در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيم‌هايي مركب از رياضيدانان، آماردان‌ها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيست‌ها و روانشناس‌ها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل ... ادامه متن را در صفحه http://www.mgtsolution.com/datalibrary/articles/fulltext/6_XPJEDBFLHBBPTTJETCWU.html از سايت راهكار مديريت مطالعه فرماييد. ساير مطالب اين مقاله عبارتند از:

1-2-3- مهندسي سيستم

1-2-4- علوم كامپيوتر

1-2-5- علم آمار

1-2-6- علم مديريت

1-2-7- مهندسي فاكتورهاي انساني

1-3- مهندسي صنايع و سيستم‌ها

2- تعريف مهندسي صنايع

3- نقش مهندسي صنايع و سيستم‌ها در سازمان

4- حوزه‌هاي فعاليت مهندسي صنايع و سيستم‌‌ها

4-1- مطالعات امكانپذيري

4-2- استقرار كارخانه يا سازمان

4-3- طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي

4-4- برنامه‌ريزي حمل و نقل

4-5- جانمايي بخش‌ها

4-6- ارزيابي كار و زمان

4-7- كنترل موجودي

4-8- برنامه‌ريزي توليد

4-9- سيستم‌هاي برنامه‌ريزي مواد موردنياز

4-10- برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات

4-11- كنترل كيفيت

4-12- مديريت و كنترل پروژه

4-13- برنامه‌ريزي نيروي انساني و سيستم‌هاي حقوق و دستمزد

4-14- مهندسي فاكتورهاي انساني

4-15- سيستم‌هاي اطلاعات

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 14:19  توسط mgt  | 

مفاهيم و كليات كارآفريني

نويسنده: اقدس‌‌السادات رضوي نعمت‌اللهي
منبع: روزنامه همشهري،‌ سه‌شنبه 30 فروردين 1384، سال سيزدهم، شماره 3677، صفحه 10
تاريخ بروزرساني: 26/2/1384
كليدواژه(ها) : كارآفرين؛ كارآفريني؛ اشتغال؛ شغل؛ Entrepreneur


 

1- مقدمه

نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشني از آن است. كارآفريني مانند ساير واژه‌هاي مطرح در علوم انساني هنگامي قابل تحليل و تبيين است كه بتوان تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه كرد. در مورد كارآفريني تعريف واحدي وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوتي از ديدگاه‌هاي گوناگون براي آن بيان گرديده است. اكنون در عرصه جهاني افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتكر به عنوان كار‌آفرينان منشاء تحولات بزرگي در زمينه‌هاي توليدي و خدماتي شده‌اند كه از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملي ياد مي‌شود. طي سال‌هاي 1960 – 1980  در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه كارآفريني شروع به كار كرده‌اند، و حتي شركت‌هاي بزرگ جهاني براي حل مشكلات خود به كارآفرينان روي آورده‌اند. در واقع چرخ‌هاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه كارآفريني به حركت در مي‌آيند. در ايالات متحده هر سال بيش از يك ميليون فعاليت تجاري جديد شروع به كار مي‌كند. اين در حالي است كه در ايران حتي يك مؤ‌سسه كارآفريني در دهه‌هاي اخير نداشته‌ايم. از سوي ديگر تغيير فراگير روش‌ها و نگرش‌ها طي دو دهه اخير، توجه بسياري را به آموزش و پرورش و نيز جذب و به كارگيري مديران كارآفرين سوق داده ‌است. بنابراين از ابتداي دهه 60 توجه بيشتري به كارآفرينان مبذول شد. توجه به كارآفريني و ايجاد و توسعه آن عليرغم وجود بعضي انگيزه‌هاي مشخص گام مثبتي در جهت ايجاد فضاي مناسب جهت توسعه، افزايش منابع ملي، كاهش نرخ بيكاري، تعادل ساختاري و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

2- كارآفرين

واژه كارآفرين از كلمهEntrepreneur (به معناي متعهد شدن) مشتق شده كه در اصل از زبان فرانسه به ديگر زبان‌ها راه يافته ‌است. انگليسي‌ها سه اصطلاح با نام‌هاي ماجراجو، متعهد و كارفرما را در مورد كارآفرين به كار مي‌بردند. از نظر آنها، كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.

در واقع كارآفرين كسي است كه نوآوري خاص داشته باشد. اين نوآوري مي‌تواند در ارائه يك محصول جديد، ارائه يك خدمت جديد، در طراحي يك فرآيند نوين و يا نوآوري در رضايت مشتري و... باشد.

كارآفرينان در واقع به تغيير به عنوان مقوله تعيين كننده مي‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغيير مي‌دهند و ماهيت آنها را دچار تحول مي‌كنند. آنان براي تحقق اين ايده، قدرت ريسك‌پذيري خود را به كار مي‌گيرند. به درستي تصميم‌گيري مي‌كنند و از اين رو هر كس به درستي اتخاذ تصميم نمايد به نوعي كارآفرين تلقي مي‌شود.

از نظر «شوميتر» كارآفرين نيروي محركه و موتور توسعه اقتصادي است. وي مشخصه كارآفرين را نوآوري مي‌داند. همچنين «جفري تيمونز» معتقد است كه كارآفرين فردي است كه باعث خلق بينشي ارزشمند از هيچ مي‌شود.

3- كارآفريني

فرآيندي كه بتواند با استفاده از خلاقيت، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و به كارگيري همراهان بوجود آورد كارآفريني گويند. كارآفريني . . .

ادامه مقاله را در http://www.mgtsolution.com/datalibrary/articles/fulltext/43_BXLVLGCFTFNCNQJQBXJE.html بخوانيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 18:20  توسط mgt  | 

فناوري اطلاعات

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 16/8/1383
چكيده

در اين مقاله فناوري اطلاعات تعريف شده و با سيستم‌هاي اطلاعات و علوم رايانه مقايسه مي‌شود.

كليدواژه(ها) : فناوري اطلاعات؛ سيستم‌هاي اطلاعات؛ علوم رايانه

1- تعريف فناوري اطلاعات

فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانه‌ها و ديگر فناوري‌ها براي كار با اطلاعات. در اينجا هر گونه فناوري اعم از هر گونه وسيله يا تكنيك مد نظر است. عموماً در فناوري اطلاعات به اشتباه، كار با اطلاعات تنها از طريق فناوري‌هاي رايانه و ارتباطات و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. بايد توجه داشت كه واژه فناوري عبارتست از مطالعه چگونگي استفاده از ساخته‌هاي بشري در دستيابي به اهداف و مقاصدي مانند ارائه محصولات و خدمات؛ اين واژه تنها به خود مصنوعات بشري اشاره نمي‌كند.

 

2- كاربرد‌هاي فناوري اطلاعات

(1) سيستم‌هاي اطلاعات

(2) كار با رايانه به صورت شخصي1

(3) علم و پژوهش

(4) كنترل فرايند يا وسيله

(5) آموزش

(6) طراحي با كمك رايانه2

(7) هوش مصنوعي

3- سيستم اطلاعات و فناوري اطلاعات

يك سيستم اطلاعات سيستمي براي پردازش، ذخيره، تحليل، و اشاعه اطلاعات در دستيابي به يك مقصود مشخص است. سيستم اطلاعات حتماً نبايد رايانه‌اي باشد يا از ديگر فناوري‌ها استفاده كند اگر چه امروزه استفاده از رايانه در سيستم‌هاي اطلاعات گريزناپذير است. يك كابينت نگهداري پرونده‌ها يك سيستم اطلاعات در شكل ابتدايي است. سيستم‌هاي اطلاعات حوزه‌اي متفاوت از فناوري اطلاعات است اگر چه هر دو با اطلاعات سر و كار دارند.

اگر طبق تعريف سيستم‌هاي اطلاعات، فرايندهاي جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات مد نظر باشد آنگاه سيستم‌هاي اطلاعات حوزه‌اي وسيع‌تر از فناوري اطلاعات است چرا كه فناوري اطلاعات به نحوه استفاده از فناوري‌ها در انجام فرايندهاي فوق معطوف مي‌شود در حاليكه سيستم‌هاي اطلاعات به چيستي و چگونگي، مسائل و ابعاد سياسي، اقتصادي، فني و ملاحظات امكانپذيري، طراحي و مديريت سيستم موردنياز مي‌پردازد. اگر خود را محدود به سيستم هاي اطلاعات نكنيم آنگاه سيستم هاي اطلاعات و فناوري اطلاعات دو حوزه جدا از هم هستند.

4- فناوري اطلاعات و علوم رايانه3

تفاوت‌هاي فناوري اطلاعات و علوم رايانه را مي‌توان در دو سطح حرفه‌اي و آموزشي به شكل زير بيان كرد:

4-1- سطح حرفه‌اي

(1) متخصصان علوم رايانه به ساخت و تعميم فناوري تمايل دارند در حاليكه فناوران اطلاعات به كاربرد فناوري در حل مسائل واقعي علاقه‌مندند.

(2)متخصصان علوم رايانه معطوف به خود رايانه هستند و اينكه چگونه كار مي‌كند در حاليكه فناوران اطلاعات به رايانه به عنوان ابزاري براي حل مسائل نگاه مي‌كنند.

(3) فناوران اطلاعات نياز به فناوري را تعيين مي‌كنند در حاليكه متخصصان علوم رايانه فناوري مورد نياز را توليد مي‌كنند.

4-2- سطح آموزشي

(1) در علوم رايانه تأكيد بيشتري نسبت به فناوري اطلاعات بر برنامه‌نويسي است.

(2) فناوران اطلاعات نرم‌افزارهاي كاربردي توليد مي‌كنند اما سبك برنامه‌نويسي متفاوت از علوم رايانه است. پروژه فناوري اطلاعات عموماً شامل كنار هم قراردادن اجزاء در محيط برنامه‌نويسي سطح بالا و ايجاد رابط كاربر براي كار با آن اجزاست. نرم افزارهاي متخصصان علوم رايانه شامل برنامه‌هاي بزرگتر است كه به شكل سنتي نوشته مي‌شوند و تمركز بر معماري نرم‌افزار و موضوعات الگوريتمي است.

(3) علوم كامپيوتر به رياضيات بيشتر وابسته است چرا كه تعميم فناوري هاي توليد شده نيازمند يك پايه رياضي است.

(4) برنامه آموزشي علوم كامپيوتر عميق‌تر است از اين جهت كه پيش‌زمينه‌هاي بيشتري براي سطوح متوسط و پيشرفته مي‌خواهد. فناوري اطلاعات پيش‌زمينه كم‌عمق‌تري مي‌خواهد كه از اين طريق امكان انتقال دانشجويان به رشته فناوري اطلاعات از ديگر رشته‌هاي اصلي را امكان‌پذير مي‌سازد.

 

پي‌نوشت‌ها


1 personal computing

2 Computer-Aided Design (CAD)

3 computer science

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 15:30  توسط mgt  | 

قانون كار

قانون كار جمهوري اسلامي ايران در سايت راهكار مديريت انتشار يافت.

فهرست‌ها > قوانين و مقررات > قانون كار جمهوري اسلامي ايران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 16:45  توسط mgt  | 

دعوت به همكاري

از تمامي علاقه‌مندان و متخصصان موضوعات مديريت مهندسي صنايع حسابداري و فناوري اطلاعات دعوت مي‌شود تا با سايت راهكار مديريت همكاري فرمائيد.

سايت راهكار مديريت، سايت ارائه‌كننده اطلاعات علمي و حرفه‌اي مربوط به مديريت است. در اين سايت شما مي‌توانيد موضوعات مختلف مربوط به مديريت، مهندسي صنايع، حسابداري و فناوري اطلاعات را مرور كرده و مطالب مختلفي (در قالب مقاله، جملات برگزيده، كاريكاتور و تصوير، قوانين و مقررات، اخبار و رويداد و ...) مربوط به هر يك از موضوعات را مطالعه كنيد.

همكاري شما با سايت موجب غني شدن محتواي سايت خواهد شد. در صورت تمايل به صفحه «همكاري با ما» مراجعه كنيد. علاوه بر مقاله شما مي‌توانيد مستندات ديگري مانند قوانين و مقررات، كاريكاتور، جملات برگزيده، تصاوير، فيلم، نرم‌افزار يا معرفي آن، خبر يا رويداد، معرفي كتاب، مقاله يا سايت كه مرتبط با موضوعات سايت باشند براي ما ارسال كنيد تا با نام خودتان در سايت منتشر شوند.

در صورت امكان سايت راهكار مديريت را به ديگران اطلاع دهيد و افرادي را كه براي همكاري براي توليد محتوا مناسب مي‌دانيد به همكاري با سايت تشويق كنيد.

هم‌چنين اگر امكان دارد لينك سايت راهكار مديريت و وبلاگ همه چيز درباره مديريت را در سايت‌ها و وبلاگهاي خود يا ديگران درج كنيد. كد لينك به همراه لوگوي لينك راهكار مديريت در تمام صفحات سايت موجود است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1384ساعت 14:44  توسط mgt  | 

كاريكاتورهاي مديريت

به تدريج كاريكاتورهاي مديريت در سايت راهكار مديريت منتشر مي شود. اولين كاريكاتور با عنوان " سازمان رسمي و سازمان غير رسمي " را در لينك زير مشاهده كنيد:

http://www.mgtsolution.com/datalibrary/articles/fulltext/39_IRESPCGLPWAESZLQFCVW.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 14:40  توسط mgt  | 

مقدمه‌اي بر مديريت منابع انساني

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 15/10/83
چكيده

اين مقاله به صورت خلاصه موضوع مديريت منابع انساني را معرفي مي‌كند و به برخي از تعاريف و هم‌چنين برخي مفاهيم مربوط شامل تاريخچه، فلسفه، اهداف، وظايف، رويكرد و فعاليت‌ها اشاره مي‌كند.

كليدواژه(ها) : مديريت منابع انساني؛ تاريخچه؛ فلسفه؛ مديريت كاركنان؛ امور كاركنان؛ سيستم اطلاعات منابع انساني؛ فلسفه؛ رويكرد؛ اهداف؛ وظايف؛ فعاليت‌ها؛ امور منابع انساني

1- مقدمه

مديريت امور كاركنان حوزه‌اي است كه به اندازه كل حوزه مديريت قدمت دارد اما به طور طبيعي دستخوش تغيير و تكامل شده است. نقطه عطف اين تغيير و تكامل جايي است كه به جاي مديريت كاركنان۱ ، مديريت منابع انساني۲  مطرح مي‌شود. مديريت منابع انساني علاوه بر دارا بودن مباني و مفاهيم مديريت كاركنان، رويكردهاي كلي‌تر و جديد‌تري را در مديريت نيروي انساني در نظر مي‌گيرد.

2-  تعريف

مديريت منابع انساني معطوف به سياست‌ها، اقدامات و سيستم‌هايي است كه رفتار، طرز فكر و عملكرد كاركنان را تحت تأثير قرار مي‌دهند (نو و ديگران 2000، 4).

مديريت منابع انساني عبارتست از رويكردي استراتژيك به جذب، توسعه، مديريت، ايجاد انگيزش و دست‌يابي به تعهد منابع كليدي سازمان؛ يعني افرادي كه در آن يا براي آن كار مي‌كنند (آرمسترانگ 1993، 33-34).

مديريت منابع انساني فرايندي شامل چهار وظيفه جذب، توسعه، ايجاد انگيزش و نگهداشت منابع انساني است (دي سنزو و رابينز 1988، 4).

مديريت منابع انساني يعني مديريت كاركنان سازمان (اسكارپلو و لدوينكا 1988، 4).

مقصود از مديريت منابع انساني سياست‌ها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبه‌هايي از فعاليت‌ كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عملكرد، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان. براي مثال اين سياست‌ها و اقدامات دربرگيرنده موارد زير مي‌شود:

  • تجزيه و تحليل شغل (تعيين ماهيت شغل هر يك از كاركنان)
  • برنامه‌ريزي منابع انساني و كارمنديابي
  • گزينش داوطلبان واجد شرايط
  • توجيه و آموزش دادن به كاركنان تازه استخدام
  • مديريت حقوق و دستمزد (چگونگي جبران خدمت كاركنان)
  • ايجاد انگيزه و مزايا
  • ارزيابي عملكرد
  • برقراري ارتباط با كاركنان (مصاحبه، مشاوره و اجراي مقررات انضباطي)
  • توسعه نيروي انساني و آموزش
  • متعهد نمودن كاركنان به سازمان (دسلر 1381، 2).

3-  مديريت منابع انساني و مديريت كاركنان

براي دهها سال، اجراي وظايف انتخاب، آموزش و جبران خدمت كاركنان وظايف اصلي حوزه‌اي به نام مديريت كاركنان بود. اين وظايف بدون توجه به اينكه چگونه به يكديگر مرتبط هستند انجام مي‌شدند. اما اكنون حوزه‌اي به نام مديريت منابع انساني مطرح شده است. مديريت منابع انساني آنطور كه در حال حاضر درك مي‌شود، به جاي رد يا حذف، تعميمي از نيازمندهاي سنتي اداره اثربخش كاركنان است. در اين حوزه درك مناسبي از رفتار بشري و مهارت استفاده از اين درك و بينش نياز است. هم‌چنين داشتن دانش و درك از وظايف مختلف كاركنان و آگاهي از شرايط محيطي ضروري است (شرمان، بوهلندر و چرودن 1988، 4).

مديريت منابع انساني در دهه 1980 ظهور كرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جديدي در مديريت نيروي انساني تكامل يافت. اكنون اين توافق وجود دارد كه مديريت منابع انساني جايگزين مديريت كاركنان نمي‌شود بلكه به فرايندهاي مديريت كاركنان از منظر متفاوتي مي‌نگرد. هم‌چنين فلسفه‌هاي اصلي آن تا حد قابل ملاحظه‌اي متفاوت از مفاهيم سنتي مديريت كاركنان است. با اين همه برخي از رويكردهاي خاص مديريت كاركنان و روابط كاركنان مي‌توانند تحت عنوان رويكردهاي مديريت منابع انساني توصيف شوند زيرا در راستاي فلسفه اساسي مديريت منابع انساني هستند (آرمسترانگ 1993، 33).

مديريت منابع انساني رويكردي جامع به مديريت استراتژيك منابع كليدي سازمان يعني منابع انساني است. مديريت منابع انساني نه تنها رويكردي از روي سودآوري به مديريت كاركنان است بلكه رويكردي ويژه به روابط كاركنان با تأكيد بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد (آرمسترانگ 1993، 37).

4- فلسفه مديريت منابع انساني (آرمسترانگ 1993، 34)

  • منابع انساني مهمترين دارايي يك سازمان است و مديريت اثربخش آنها كليد موفقيت سازمان است.
  • اگر سياست‌ها و رويه‌هاي مربوط به كاركنان سازمان با همديگر تطابق و سهم قابل ملاحظه‌اي در دستيابي به اهداف سازمان و برنامه‌هاي استراتژيك داشته باشند دستيابي به موفقيت سازماني محتمل‌تر است.
  • فرهنگ و ارزش‌هاي كلي، شرايط سازماني و رفتار مديريتي كه از آن فرهنگ نشأت مي‌گيرد تأثير زيادي بر دستيابي به تعالي مطلوب مي‌گذارد. چنين فرهنگي نيازمند مديريت شدن است بدين معني كه بايد تلاشي مستمر براي ايجاد پذيرش و انجام آنها صرف شود.
  • دستيابي به يكپارچگي نيازمند تلاش مستمر است. منظور از يكپارچگي اين است كه تمام اعضاي سازمان با داشتن حسي از مقصود مشترك با يكديگر كار كنند.

5- رويكردهاي مديريت منابع انساني (آرمسترانگ 1993، 35)

دو رويكرد كلي در مديريت منابع انساني وجود دارد: رويكرد سخت و رويكرد نرم.

  1. رويكرد سخت: به كاركنان مانند ديگر منابع نگاه مي‌شود كه بايد معادله ورودي- خروجي برقرار شود و به صورت كارآمد اداره شوند.
  2. رويكرد نرم: بيشتر به اين حقيقت توجه مي‌كند كه نمي‌توان با كاركنان مانند ديگر منابع رفتار كرد زيرا برخلاف ديگر منابع، منابع انساني فكر كرده و عكس‌العمل نشان مي‌دهند. در اين رويكرد بر استراتژي‌هايي براي دستيابي به تعهد از طريق آگاه ساختن كاركنان از مأموريت، ارزش‌ها، برنامه‌هاي سازمان و شرايط محيطي، مشاركت كاركنان در تصميم‌گيري در مورد چگونگي انجام امور و گروه‌بندي كاركنان در تيم‌هاي كاري بدون نظارت رسمي تأكيد بيشتري مي‌شود.

در واقع رويكرد سخت بر فرايند مديريت امور كاركنان تمركز مي‌كند در حالي كه رويكرد نرم بر طرز تلقي كاركنان و چگونگي رفتار با آنان تأكيد مي‌كند. رويكرد سخت سيستم‌ها، رويه‌ها و دستور‌العمل‌ها و چگونگي انجام فرايندها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. رويكرد نرم عوامل انساني و رفتاري را در نظر مي‌گيرد.

6-  اهداف مديريت منابع انساني (دعائي 1377، 9)

اهداف اساسي مديريت منابع انساني حصول نتايج مطلوب از تلاش‌هاي جمعي كاركنان سازمان است كه مي‌توان به صورت زير آن را بيان نمود:

  • تأمين نيروي انساني با حداقل هزينه
  • پرورش و توسعه استعدادها و مهارت‌هاي افراد
  • حفظ و نگهداري نيروهاي لايق و ايجاد روابط مطلوب بين آنان
  • تأمين احتياجات مادي و معنوي و جلب رضايت پرسنل بطوري كه همسويي لازم بين اهداف شخصي آنها، و هدف‌هاي سازمان ايجاد گردد.

7-  وظايف مديريت منابع انساني

 همانطور كه در تعاريف مديريت منابع انساني آمد وظايف كلي عبارتند از: جذب، توسعه ايجاد انگيزش و نگهداشت. اما اين وظايف را مي‌توان به حوزه‌هاي فعاليت زير دسته‌بندي كرد:

  1. سازماندهي
    • طراحي سازمان
    • طراحي شغل
    • تجزيه و تحليل شغل
    • طبقه‌بندي مشاغل
  2. جذب منابع انساني
    • برنامه‌ريزي
    • كارمنديابي
    • انتخاب
    • استخدام
  3. توسعه و منابع انساني
    • مديريت عملكرد
    • آموزش
  4. مديريت پاداش
    • حقوق و دستمزد
    • ارزشيابي مشاغل
    • پاداش
    • مزايا
  5. روابط كاركنان
    • روابط صنعتي
    • مشاركت
    • ارتباطات
  6. بهداشت، ايمني و رفاه
    • بهداشت و ايمني
    • رفاه
  7. امور اداري استخدام و كاركنان
    • چارچوب قانوني و مقررات دولتي
    • رويه‌ها و اقدامات استخدام
    • سيستم اطلاعاتي منابع انساني

البته مدل‌هاي متفاوت ديگري نيز براي دسته‌بندي وجود دارد (جزني 1378، 29-36) اما همه آنها تقريباً همين اجزاء را شامل مي‌شوند.

8-  عوامل مؤثر بر مديريت منابع انساني (دعائي 1377، 11)

  • عوامل بيروني
    • قوانين و مقررات
    • بازار نيروي كار
    • فرهنگ جامعه
    • سهامداران
    • رقابت
    • مشتريان
    • فناوري
  • عوامل دروني
    • اهداف اساسي يا رسالت سازمان
    • خط‌مشي‌ها
    • جو و فرهنگ سازماني

9- ويژگي فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني

مديريت منابع انساني شامل انجام فعاليت‌هايي است كه داراي مباني، مفاهيم، فرايندها و ابزارهاي متفاوتي هستند تا حدي كه در سازمان‌هاي بزرگ براي برخي از آنها واحدهاي مستقلي تشكيل مي‌دهند. با وجود تفاوت ماهيتي بين اين فعاليت‌ها، بيشتر آنها داراي ارتباط از جهت عمليات و اطلاعات هستند. نوزده فعاليت مشخص از مديريت منابع انساني عبارتند از:

  1. تجزيه و تحليل مشاغل
  2. طراحي شغل
  3. طبقه‌بندي مشاغل
  4. ارزشيابي مشاغل
  5. برنامه‌ريزي نيروي انساني
  6. كارمنديابي
  7. انتخاب
  8. انتصاب
  9. اجتماعي كردن
  10.  آموزش كاركنان
  11.  ارزيابي عملكرد
  12.  بهداشت و ايمني
  13.  بيمه و بازنشستگي
  14.  رفاه
  15.  انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان
  16.  حقوق و دستمزد
  17.  پاداش
  18.  جابجايي
  19.  انضباط

10- مديريت منابع انساني در قالب يك سيستم

هيچ يك از منابع مطالعه شده در اين زمينه، مجموعه فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني را در قالب سيستمي از فرايندهاي مرتبط و به هم پيوسته ترسيم و تشريح نكرده‌اند. يكي از دلايل اين واقعيت اين است كه فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني به قدري متفاوت، متنوع و داراي مباني مختلف هستند كه تجمع تمام آنها در قالب يك سيستم امكان‌ناپذير است.

همانند تقسيم‌بندي رويكردهاي سخت و نرم به مديريت منابع انساني، فعاليت‌هاي آن را هم مي‌توان در دو دسته سخت و نرم گنجاند. به عنوان مثال مبحث انگيزش كاركنان يك فعاليت كاملاً نرم است در حالي كه فعاليت حقوق و دستمزد يك فعاليت كاملاً سخت است. البته اين دسته‌بندي فرضي است چرا كه ميزان سختي يا نرمي داراي طيفي خواهد بود. به هر حال، عليرغم نبود چنين تصوير سيستماتيك از فعاليت‌هاي سخت مديريت منابع انساني، مي‌توان سيستمي براي آن طراحي كرد كه شامل فعاليت‌هاي رويه‌پذير باشد.

11- سيستم اطلاعات منابع انساني

تعاريف مختلفي از سيستم اطلاعات منابع انساني وجود دارد. در بيون(1997) تعاريف زير آمده است:

  • يك سيستم رايانه‌اي فقط براي جمع‌آوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي داده‌هاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش.
  • علاوه بر استفاده فوق براي كمك به برنامه‌ريزي، امور اداري، تصميم‌گيري و كنترل فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني طراحي مي‌شود.
  • يك سيستم اطلاعات منابع انساني بايد رويكردي يكپارچه براي جمع‌آوري، ذخيره، تحليل و كنترل جريان اطلاعات منابع انساني در داخل يك سازمان تعريف شود.

شرمان، بوهلندر و اسنل (1998، 8) سيستم اطلاعات منابع انساني را سيستمي تعريف مي‌كنند كه اطلاعات جاري و دقيق براي مقاصد كنترل و تصميم‌گيري فراهم كند. به گفته آنها طبق يك پيمايشي كه اخيراً انجام شده است بيشتر فناوري اطلاعات استفاده شده، براي نگهداري اطلاعات كاركنان، نظارت بر عمليات حقوق و دستمزد، نگاهداري اطلاعات مربوط به غيبت‌ها و مرخصي‌ها و انجام امور اداري و استخدام و برنامه‌هاي آموزشي بوده است.

اسكارپلو و لدوينكا (1988، 714) سيستم اطلاعات منابع انساني را بخشي از سيستم اطلاعاتي سازمان مي‌دانند كه اطلاعات لازم را براي تصميم‌گيري در امور منابع انساني ارائه مي‌دهد.

تفاوت در سطح استفاده از سيستم اطلاعات منابع انساني در تعاريف فوق، اشاره به اين مطلب دارد كه مي‌توان سيستم اطلاعات منابع انساني را در قالب يكي از سيستم‌هاي اطلاعاتي مانند سيستم پردازش عمليات، سيستم اطلاعات مديريت، سيستم پشتيبان تصميم‌گيري يا ديگر انواع سيستم‌هاي اطلاعات سازماني طراحي كرد.

 

پي‌نوشت‌ها


1. Personnel Management

2. Human Resource(s) Management (HRM)

 

مراجع


 جزني، نسرين. 1378. مديريت منابع انساني ويرايش دوم. تهران: ني.

دسلر، گري. 1381. مباني مديريت منابع انساني. چاپ دوم. ترجمه علي پارسائيان سيد محمد اعرابي.تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي.

دعائي، حبيب‌ا.... 1377. مديريت منابع انساني: نگرش كاربردي تهران: مؤلف.

Armstrong, M. 1993. A handbook of personnel management practice. 4th ed. London: Kogan Page.

Byun, D. 1997. Human Resource Management. In Encyclopedia of Library and Information Science Vol. 59. Edited by Allen Kent. New York: Marcel Dekker.

DeCenzo, D.A., and Robbins, S. P. 1988. Personnel/ Human Resource Management. 3 rd ed. London: Printice-Hall.

Noe, R. A., Hollenbeck, J. R. Gerhart, B., and Wright, P. M. 2000. Human Resource Management: Gaining a Competitive Advantage. 3rd ed. Boston: Mc Graw-Hill.

Scrapello, V. G., and Ledvinka, J. 1988. Personnel/Human resource Management.  Boston: PWS-Kent.

Sherman, A. W., Bohlander, G.W., and Chruden, H. J. 1988. Managing Human resource.  8th ed. Cincinnati: South- Western.

 Sherman, A., Bohlander, G. and Snell, S. 1998. Managing Human Resources. 11 th ed. Cincinnati: south-Western.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 17:57  توسط mgt  | 

سيستم اطلاعات مديريت

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 17/8/1383
چكيده

اين مقاله جايگاه، نقش، تعريف، مفهوم، ابعاد، و طبقه‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت را شرح مي‌دهد.

كليدواژه(ها) : سيستم اطلاعات مديريت؛ سيستم گزارش‌دهي مديريت

1- مقدمه

سيستم اطلاعات مديريت پس از تكامل تدريجي در طول پنج دهه اخير ديگر داراي تعريف، مفهوم، شكل و قالب تقريباً مشخص و پذيرفته شده‌اي است و آنچه در حال توسعه است بيشتر شامل فناوري پياده‌سازي، مدل‌هاي تصميم‌گيري و سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري هستند. در اين مقاله مفاهيم كلي سيستم اطلاعات مديريت را مرور مي‌كنيم.

 2- مدل سيستمي سازمان و نقش سيستم اطلاعات در مديريت آن

سازمان را به عنوان يك سيستم باز و يك سيستم كنترلي حلقه بسته مي‌توان به صورت زير نمايش داد (مك لئود 1994، 103):

سازمان به عنوان يك سيستم باز و يك سيستم كنترلي

 عنصر كنترلي سيستم سازمان متشكل از دو بخش مديريت و پردازشگر اطلاعات است. پردازشگر اطلاعات به مجموعه تمام افراد و سيستم‌هاي اطلاعاتي و پشتيبان تصميم‌گيري گفته مي‌شود كه به مديريت در اتخاذ تصميم كمك مي‌كنند. علاوه بر اين نقش اصلي براي پردازشگر اطلاعات، مي‌توان آن را توليدكننده اطلاعات سازمان (به عنوان يك فرايند يا زيرسيستم از يك سيستم بزرگتر) براي ارائه به سازمان‌هاي بالادست يا موجوديت‌هاي بيروني دانست. گاهي اوقات ممكن است نقش فرعي پردازشگر اطلاعات به نقش اصلي تبديل شود. اين تغيير نقش در شرايطي اتفاق مي‌افتد كه مديريت به دلايل مختلف از پردازشگر اطلاعات در تصميم‌گيري استفاده نمي‌كند و در عوض به دلايل مختلف به موجوديت‌هاي مهم در محيط سازمان توجه بيشتري نشان مي‌دهد. هر يك از نقش‌هاي اصلي و فرعي پردازشگر اطلاعات نيازمند ويژگي‌ها، توانايي و مشخصات خاص خود است و اجزاي پردازشگر اطلاعات بايد مطابق با ايفاي نقش غالب، طراحي شده و تطبيق داده شوند.

3- انواع سيستم‌هاي اطلاعاتي در سازمان

سيستم‌هاي اطلاعات يكي از اجزاي سيستم كنترلي حلقه بسته محسوب مي‌شوند. بنابراين هدف چنين سيستم‌هايي كمك به كنترل سيستم است. در هر سازمان دو نوع كنترل وجود دارد؛ كنترل عملياتي و كنترل مديريتي. عمليات مختلف سازمان در قالب فرايندها و زيرسيستم‌هاي صف و ستاد انجام مي‌شوند. هر يك از اين عمليات نيازمند كنترل‌هاي خاص خود هستند و سيستم‌هاي اطلاعاتي خاص خود را طلب مي‌كنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعاتي كه عمليات مختلف سازمان را كنترل و پشتيباني مي‌كنند سيستم‌هاي پردازش مبادلات ناميده مي‌شوند.

كنترل مديريتي نيازمند اطلاعاتي است كه بخش قابل‌ ملاحظه‌اي از آنها توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات توليد مي‌شوند. سيستم‌هاي اطلاعاتي پشتيبان كنترل مديريتي، اطلاعات توليد شده توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات را پردازش كرده و آنها را در تركيب‌ها و شكل‌هاي جديد معني‌دار به مديريت عرضه مي‌كنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعات‌، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت  ناميده مي‌شوند.

4- سيستم‌هاي اطلاعات مديريت

4-1- تعريف سيستم اطلاعات مديريت

 سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه متشكل از كاربر و ماشين براي ارائه اطلاعات در پشتيباني از عمليات، مديريت و تصميم‌گيري در سازمان است. اين سيستم از نرم‌افزار و سخت‌افزار رايانه‌اي، راهنماها و دستورالعمل‌ها، مدل‌هايي براي تحليل، برنامه‌ريزي، كنترل و تصميم‌گيري و يك پايگاه اطلاعات بهره مي‌گيرد (ديويس و اولسون 1985، 6). سيستم اطلاعات مديريت سيستمي است كه داده‌هاي محيطي را جمع‌آوري و داده‌هاي تبادلات و عمليات سازماني را ثبت مي‌كند و سپس آنها را فيلتر، سازمان‌دهي و انتخاب كرده و به عنوان اطلاعات به مديران ارائه مي‌نمايد و ابزاري براي مديران فراهم مي‌آورد كه اطلاعات مورد نياز خود را توليد نمايند (مورديك و مانسون 1986، 6).

 سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه، رايانه‌اي و كاربرـ ماشين است كه اطلاعات لازم  براي حمايت از عمليات و  تصميم‌گيري فراهم مي‌كند. عناصر اصلي اين  سيستم عبارتند از: (1) سيستمي يكپارچه براي خدمت به تعداد زيادي كاربر، (2) سيستمي رايانه‌اي كه تعدادي نرم‌افزار اطلاعاتي را از طريق يك پايگاه اطلاعات به هم مرتبط مي‌كند، (3) رابط كاربر- ماشين كه به جستجوهاي فوري و موقتي پاسخ مي‌دهد، (4) ارائه اطلاعات به تمام سطوح مديريتي و (5) پشتيباني از عمليات و تصميم‌گيري (آواد 1988، 5).

4-2- مفهوم سيستم اطلاعات مديريت

سيستم اطلاعات مديريت سازمان يك چيز متمايز و جدا از ديگر سيستم‌هاي اطلاعات نيست بلكه چارچوبي كلي ارائه مي‌كند كه ديگر سيستم‌هاي اطلاعات بر مبناي آن با يكديگر همخوان مي‌شوند.  در طول زمان مشخص شد كه مفهوم پياده‌سازي يك سيستم كاملاً يكپارچه واحد بسيار مشكل است. واقعيت اين است كه يك سيستم يكپارچه، به معني يك ساختار واحد و همگن نيست بلكه بدين معني است كه اجزاء آن منطبق بر يك طرح كلي هستند. اكنون سيستم اطلاعات مديريت به منزله فدراسيوني از زيرسيستم‌ها در نظر گرفته مي‌شوند كه در صورت نياز طراحي و اجرا مي‌شوند اما منطبق بر طرح كلي، استانداردها و رويه‌هاي سيستم اطلاعات مديريت هستند. بنابراين به جاي يك سيستم اطلاعات مديريت واحد و كلي، سازمان مي‌تواند تعداد زيادي سيستم اطلاعات مرتبط داشته باشد كه نيازهاي مديريتي را در سطوح مختلف به شكل‌هاي مختلف تأمين مي‌كنند. تجربه نشان مي‌دهد كه يك سيستم كاملاً يكپارچه غير ممكن است. عوامل زيادي وجود دارند كه بايد همزمان و توأم در نظر گرفته شوند و نگهداري چنين سيستمي مشكل است.

به همين دليل، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت بيشتر به صورت بخش بخش طراحي مي‌شوند و يكپارچه‌سازي تنها در مواردي كه ضروري باشد اعمال مي‌شود. به طور خلاصه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت مبنايي براي يكپارچه‌سازي پردازش‌هاي اطلاعات سازماني ارائه مي‌دهند (ديويس و اولسون 1985، 6-8، 10، 28، 53).

4-3- نياز به يك پايگاه اطلاعات

داده‌ها مي‌بايست به گونه‌اي مديريت شوند كه قابل دسترسي براي پردازش بوده و كيفيت مناسب داشته باشند. مديريت لازم بايد از هر دو جنبه سخت‌افزار و سازمان صورت پذيرد. نرم‌افزار ايجاد و مديريت يك پايگاه اطلاعات، يك سيستم مديريت پايگاه اطلاعات است. هنگامي كه يك سيستم مديريت پايگاه اطلاعات وجود داشته باشد همه از داده‌هايي استفاده مي‌كنند كه تنها در يك محل ذخيره شده‌اند و يك عمل روزآمدسازي تمام موارد استفاده را روزآمد مي‌كند. يكپارچه‌سازي چنين سيستمي نيازمند يك قدرت مركزي براي پايگاه اطلاعات است. داده‌ها مي‌توانند در يك كامپيوتر مركزي ذخيره شوند يا بين چندين كامپيوتر پراكنده شوند (ديويس و اولسون 1985، 9).

4-4- مدل‌هاي تصميم‌گيري در سيستم اطلاعات مديريت

معمولاً تنها داده‌هاي خام يا حتي داده‌هاي خلاصه شده براي استفاده كافي نيستند. داده‌ها معمولاً بايد پردازش شده و به شكلي ارائه شوند كه به يك تصميم اتخاذ شده منجر شوند. تحقق چنين امري نيازمند يك مدل تصميم‌گيري است. مدل‌هاي تصميم‌گيري مي‌توانند در مراحل مختلف تصميم‌گيري مورد استفاده واقع شوند. تعميم يك سيستم اطلاعات مديريت از جنبه تصميم‌سازي، سيستم‌هايي مانند سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري و سيستم‌هاي خبره هستند (ديويس و اولسون 1985، 9؛ آواد 1988، 14).

4-5- ابعاد طبقه‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت (ديويس و اولسون 1985، 28-44)

همه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت داراي قابليت‌ها، ويژگي‌ها و مؤلفه‌هاي يكسان نيستند. در واقع سيستم‌هاي اطلاعات مديريت داراي طيفي هستند كه يك سر آن يك سيستم ساده گزارش‌گيري دستي و سر ديگر آن يك سيستم يكپارچه رايانه‌اي همراه با انواع گزارش‌ها و مدل‌هاي تصميم‌گيري است. در اينجا به برخي از ابعاد طبقه‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات مديريت اشاره مي‌شود.

  • مولفه‌هاي فيزيكي
    • سخت‌افزار (ورودي‌ها، خروجي‌ها‌، ذخيره‌سازي ثانويه، پردازشگرهاي مركزي، تبادلات)
    • نرم‌افزار (نرم‌افزار سيستم و نرم‌افزار كاربر)
    • پايگاه اطلاعات (ساختار سخت‌افزاري ـ نرم‌افزاري حاوي داده‌ها)
    • رويه‌ها (دستورالعمل‌هاي كاربر، دستورالعمل‌هاي آماده‌سازي ورودي، دستورالعمل‌هاي عملياتي براي عمليات رايانه‌اي)
    • نيروي انساني (اپراتور، تحليل‌گر سيستم، برنامه‌نويس، تهيه‌كنندگان داده‌ها، مدير سيستم اطلاعات).
       
  • وظايف پردازش
    • پردازش تبادلات
    • نگهداري فايل‌هاي اصلي
    • توليد گزارش‌ها
    • پردازش جستجوها
    • پردازش نرم‌افزارهاي پشتيبان
       
  • خروجي براي كاربران
    • مستندات يا صفحات رابط براي تبادل (اطلاعاتي، عملياتي، جستجويي)
    • گزارش‌هاي از پيش طراحي شده
    • پاسخ‌هاي از پيش طراحي شده به جستجوها
    • گزارش‌هاي موقت و پاسخ به جستجوها
    • نتايج تعامل بين كاربر و ماشين
       
  • گزارش‌هاي از پيش طراحي شده: انواع گزارش يا جستجو
    • اطلاعات نمايانگر
    • اطلاعات مسئله‌يابي
    • اطلاعات براي اقدام
    • اطلاعات پشتيبان تصميم
       
  • گزارش‌هاي از پيش طراحي شده: انواع انعكاس شرايط
    • وضعيت يا شرايط يك مقطع زماني
    • آنچه كه در طول يك دوره اتفاق افتاده است
    • ارائه نتايج تا به امروز و نمايش اثر آن تا انتهاي دوره
       
  • پشتيباني تصميم
    • تصميم‌هاي ساخت يافته قابل برنامه‌نويسي
    • تصميم‌هاي ساخت نيافته و غير قابل برنامه‌نويسي
       
  • سطح استفاده از اطلاعات
    • برنامه‌ريزي استراتژيك
    • كنترل مديريت و برنامه‌ريزي تاكتيكي
    • برنامه‌ريزي و كنترل عملياتي
       
  • اطلاعات مورد نياز

سطح استفاده

ويژگي اطلاعات

عملياتي

تاكتيكي

استراتژيك

منبع داخلي                             

       خارجي

حوزه خوب تعريف شده و محدود  

           خيلي وسيع

سطح گروه‌بندي با جزئيات  

تجمعي و كلي

افق زماني تاريخي  

آينده

تداول روزمره  

قديمي

صحت موردنياز بالا  

پائين

ميزان استفاده خيلي زياد  

كم

 


مراجع

Awad, E. M. 1988. Management Information System: Concept, structure, and applications. Califonia: The Benjamin Cummings.

Davis, G. B., and Olson, M.H. 1985. Management Information system: Conceptual, foundations, structure, and development. 2nd ed. New York: Mc Graw-Hill.

McLeod, Jr. R. 1994. Information System Concepts. New York: MacMillan.

Murdick. R.G., and Munson, J.C. 1986. MIS Concepts & Design. 2nd ed. London: Primtice –Hall.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 17:9  توسط mgt  | 

سيستم‌هاي پردازش مبادلات و انواع آن  در اين مقاله كليات يك سيستم پردازش مبادلات شرح داده شده و به انواع آن اشاره مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 16:32  توسط mgt  | 

مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي اطلاعات

نويسنده: راهكار مديريت
تاريخ بروزرساني: 1/8/1383
 
چكيده
در اين مقاله كليات و مباني سيستم‌هاي اطلاعات ارائه مي‌شود.
كليدواژه(ها) : سيستم‌هاي اطلاعات

1- مقدمه

بيش از هشتاد درصد كار روزانه مديران صرف اطلاعات مي‌شود از جمله دريافت اطلاعات، برقراري ارتباط و استفاده از اطلاعات در طيف وسيعي از امور مختلف. از آنجايي كه اطلاعات مبناي تمام فعاليت‌هاي يك سازمان است، سيستم‌هايي بايد وجود داشته باشند كه اطلاعات را توليد و مديريت كنند. هدف چنين سيستم‌هايي ايجاد تضمين در ارائه اطلاعات صحيح و قابل اطمينان در مواقع مورد نياز و در شكل قابل استفاده است. چنين سيستم‌هايي، سيستم‌هاي اطلاعات نامگذاري شده‌اند.

2- تعريف سيستم اطلاعات

تعاريف متعددي از سيستم اطلاعات در رشته‌هايي مانند مديريت، علوم كامپيوتر، مهندسي نرم‌افزار، و علوم كتابداري و اطلاع رساني ارائه شده است. تعريف آمده در واژه‌نامه انجمن كتابداري آمريكا (يانگ1  1983) تعريفي جامع از سيستم‌هاي اطلاعات است كه در اينجا با اندكي تغيير در جمله‌بندي ارائه مي شود:

«يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي (پردازش)، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه».

 بر خلاف موضوع اين سايت كه مديريت و مهندسي صنايع است اين تعريف از حوزه علوم كتابداري و اطلاع‌رساني گرفته شده است زيرا جامعيت و كل‌نگري اين تعريف ويژگي‌هايي براي سيستم‌هاي اطلاعات برمي‌شمرد كه تعاريف ديگر آنها را حذف مي‌كنند. اين ويژگي‌ها عبارتند از:

  • سيستم اطلاعات يك سيستم كامل است براي هدف در نظر گرفته شده. اين تعريف سيستم اطلاعات را محدود يا ملزم به داشتن اجزايي مانند انسان، ماشين و يا غيره نمي‌كند چرا كه يك سيستم اطلاعات ممكن است بتواند بدون داشتن هر يك از اين اجزاء نقش خود را به صورت كامل ايفا كند.
  • سيستم اطلاعات طراحي شده است. اگر روش يا فرايندي وجود دارد كه به صورت غيررسمي، تعريف‌نشده يا خود به خود شكل گرفته و اطلاعاتي را براي فرد، واحد يا سازمان ارائه مي‌كند نمي‌توان به آن سيستم اطلاعات گفت. البته در برخي منابع علمي، به چنين روش‌ها يا فرايندهايي سيستم اطلاعات غيررسمي گفته مي‌شود و در دسته‌بندي سيستم‌هاي اطلاعات، سيستم‌هاي اطلاعات غيررسمي در مقابل رسمي مطرح مي‌شوند. اگر به تعريف سيستم توجه كنيم آنگاه نمي‌توان به چنين روش‌ها يا فرايندهايي نام سيستم نهاد. در ايجا ما قصد بحث نظري در اين خصوص را نداريم اما در ادامه سيستم‌هاي اطلاعات طراحي شده را مدنظر قرار مي‌‌دهيم.
  • سيستم اطلاعات شامل فرايندهاي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات است. اگر يك سيستمي همه اين فرايندها را انجام نمي‌دهد نمي‌توان به آن يك سيستم اطلاعات گفت. آن سيستم يا فرايند ممكن است يك زير سيستم از يك سيستم اطلاعات باشد.
  • سيستم اطلاعات مي‌تواند براي يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف‌شده ديگر از جامعه مطرح شود. اگر چه سيستم‌هاي اطلاعات در ابتدا براي استفاده در سازمان مطرح شده و شكل گرفته‌اند اما براي حوزه‌هايي فراتر از سازمان (به عنوان مثال جامعه پژوهشگران، شهروندان و . . .) نيز قابل كاربرد است. به عنوان مثال سيستم اطلاعات شهري سيستمي است كه كاربران نهايي آن شهروندان هستند. صحبت راجع به چنين سيستم‌هاي اطلاعات نيازمند جايگاه ديگري است. در اين مقاله سيستم‌هاي اطلاعات سازماني را مد نظر قرار مي‌دهيم.
  • در اين تعريف از واژه «داده» استفاده نشده است. خيلي از منابع دو واژه داده و اطلاعات را متفاوت تعريف مي‌كنند و اطلاعات را داده‌هاي پردازش شده مي‌دانند. مرز تفاوت بين داده و اطلاعات نسبي است چرا كه ممكن است اطلاعاتي دوباره پردازش شوند و اطلاعات جديدي توليد كنند. بنابراين در اين شرايط نمي‌توان گفت اطلاعات قبل از پردازش داده بوده‌اند. با اين توضيح ما تنها از واژه اطلاعات استفاده مي‌كنيم.

3- يك سيستم اطلاعات چه كار مي‌كند؟

يك سيستم اطلاعات سه فعاليت عمده انجام مي‌دهد (شكل 1). ابتدا اطلاعاتي را از منابع درون سازماني يا برون سازماني به عنوان ورودي دريافت مي‌كند. سپس بر روي اطلاعات دريافت شده كارهايي انجام مي‌دهد تا اطلاعات مورد نظر سيستم را توليد كند. در نهايت، اطلاعات توليد شده را در اختيار كاربر در نظر گرفته شده مثلاً يك مدير يا يك كارمند قرار مي‌دهد.

به عنوان مثال در يك سيستم اطلاعات رايانه‌اي كه در بانك كار مربوط به حساب‌هاي پس‌انداز را انجام مي‌دهد، اطلاعات توسط كارمند بانك وارد مي‌شود و پس از پردازش و ذخيره، رسيدي چاپ شده و به مشتري تحويل داده‌ مي‌شود. هم‌چنين مشتري مي‌تواند گزارش از كاركرد حساب خود را دريافت نمايد.

4- آيا يك سيستم اطلاعات به رايانه احتياج دارد؟

ضرورتي ندارد كه سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي باشند اما اغلب سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي هستند. عامل تعيين كننده در استفاده از رايانه اين است كه آيا يك سيستم اطلاعات با استفاده از قابليت‌هاي رايانه مي‌تواند بهبود يابد يا خير؟ اگر يك سيستم دستي از افراد و رويه‌ها مي‌توانند كاري را بدون خطا و مؤثر انجام دهند دليلي براي استفاده از رايانه نيست. البته اغلب، حجم كارها افزايش مي‌يابند، پيچيدگي رويه‌ها زياد مي‌شود، يا فعاليت‌ها خيلي به هم مرتبط مي‌شوند و استفاده از رايانه مي‌تواند بهبودهاي لازم را ارائه كند. سيستم‌هاي اطلاعات كه از رايانه استفاده مي‌كنند سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي2  گفته‌ مي‌شوند.

5- چرا از سيستم‌هاي اطلاعات استفاده مي‌شود؟

معمولاً دو رويكرد در استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات وجود دارد. اين دو رويكرد هر دو از ارزش بكارگيري رايانه و فناوري ارتباطات در انجام فعاليت‌هاي سازمان سرچشمه مي‌گيرند. طرفداران اين رويكردها به دنبال راه‌هاي بهره‌برداري از سيستم‌هاي اطلاعات با استفاده از رايانه و فناوري ارتباطات هستند.

رويكرد اول: اين رويكرد منحصراً به قابليت‌هاي ذاتي رايانه و فناوري ارتباطات و اينكه چگونه مي‌توانند در بهبود كارايي استفاده شوند معطوف مي‌گردد. بنابراين تأكيد بر ميزان بهبود عملكرد سيستم‌ها از طريق كارايي پردازش و قابليت اطمينان عملكرد است نه بر استفاده خاص از قابليت‌هاي رايانه و فناوري ارتباطات.

رويكرد دوم: اين رويكرد بر نقاط قوت و فرصت‌هاي پيش روي سازمان و سنجش چگونگي استفاده از فناوري اطلاعات در استفاده از شرايط موجود تمركز مي‌كند. اين رويكرد قدرت توانمندسازي فناوري اطلاعات را در نظر مي‌گيرد. به عبارت ديگر به جاي داشتن يك رويكرد فناوري محور، به دنبال توسعه سازمان از طريق فناوري سيستم‌هاي اطلاعات است. اين رويكرد بهتر است زيرا رايانه و فناوري ارتباطات مهم نيست بلكه اينكه رايانه چگونه مي‌تواند به سازمان كمك كند مهم است.

6- به چه منظوري از سيستم هاي اطلاعات استفاده مي‌شود؟

سيستم‌هاي اطلاعات ابزار پشتيبان فعاليت‌هاي سازمان هستند. پشتيباني ارائه شده توسط سيستم‌هاي اطلاعات به سه دسته زير تقسيم مي‌شوند:

  • پشتيباني اطلاعاتي؛ ارائه پشتيباني براي دريافت، ذخيره، فيلتر و رديابي كردن اطلاعات
  • پشتيباني تصميم‌گيري؛ استفاده از اطلاعات براي ارائه پشتيباني
  • پشتيباني ارتباطي؛ ارائه پشتيباني براي به اشتراك گذاشتن يا تبادل اطلاعات بين كاربران (منتزاس3  1995).

7- مزاياي استفاده از سيستم‌هاي اطلاعات

سيستم‌هاي اطلاعات پتانسيل ارائه سه نوع مزيت به سازمان را دارا هستند؛ (1) بهبود بهره‌وري، (2) بهبود اثربخشي و (3) مزيت رقابتي.

  • بهبود بهره‌وري: بهبود بهره‌وري وقتي رخ مي‌دهد كه با همان منبع يا كمتر بتوان كار بيشتري انجام داد. در سازمانها، بهبود بهره‌وري در بهبود فرايندهاي كاري اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال وقتي يك كارمند با استفاده از روش‌هاي جديد مي‌‌تواند به جاي پردازش 25 سفارش خريد، 50 سفارش را پردازش كند آنگاه بهره‌وري كار وي 2 برابر شده است. سيستم‌هاي اطلاعات مي‌توانند در سريعتر، آسان‌تر و دقيق‌تر انجام دادن كارها مؤثر باشند كه از اين طريق بهره وري را بهبود مي‌دهند.
  • بهبود اثربخشي: اثربخشي به توانايي يك فرد يا يك سازمان در انجام دادن چيزهايي است كه بايد انجام شوند. مديري كه شرايطي را كه ممكن است مسئله‌ساز شوند پيش‌بيني مي‌كند و علل را پيش از اينكه مشكل پديد آيد بررسي مي‌كند اثربخش‌تر از مديري است كه پيوسته مسائلي را بايد حل كند كه مي‌شد از آنها جلوگيري كرد. سيستم‌هاي اطلاعات، اطلاعاتي ارائه مي‌كنند كه به مديران در بررسي شرايط و انتخاب گزينه‌هاي بهتر كمك مي‌كنند و از اين طريق اثربخشي را بهبود مي‌دهند.
  • مزيت رقابتي: سازماني كه با استفاده از سيستم هاي اطلاعات بهره‌وري و اثربخشي خود را بهبود داده است داراي اين پتانسيل خواهد بود كه بتواند روش رقابت سازماني را تغيير دهد.

8- انواع سيستم‌هاي اطلاعات

سيستم‌هاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و از وجوه متفاوت مي‌توان آنها را دسته‌بندي كرد. مقاله «نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات» يك دسته‌بندي از سيستم‌هاي اطلاعات ارائه مي كند. سيستم‌هاي اطلاعات سازماني عبارتند از:

  • سيستم‌هاي پردازش مبادلات4
  • سيستم‌هاي اطلاعات مديريت 5
  • سيستم‌هاي اطلاعات اجرايي 6
  • سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري 7
  • سيستم‌هاي پشتيبان اجرايي 8
  • سيستم‌هاي خبره 9
  • سيستم‌هاي اتوماسيون اداري 10
  • سيستم‌هاي دانش‌ورزي 11

9- عناصر تأثيرگذار بر سيستم‌هاي اطلاعات

در تعريف و تحليل و طراحي سيستم هاي اطلاعات بايد به عناصر زير توجه كرد:

  • محيط سازمان: پايه تمام فعاليت‌هاي سازمان محيطي است كه سازمان در آن فعاليت مي‌كند. محيط بر محصولات و خدمات ارائه شده از سوي سازمان، روش رقابت، كيفيت و طبيعت اقداماتي كه در انجام فعاليت‌هاي روزانه اتخاذ مي‌كند تأثير مي‌گذارد. عوامل مهم در محيط سازمان عبارتند از:
    • مشتريان
    • رقبا
    • عرضه‌كنندگان مواد و خدمات موردنياز سازمان
    • سازمانهاي قانونگذار
  • سازمان: ابعاد برشمرده زير جزو مواردي هستند كه بر سيستم‌هاي اطلاعات تأثير مي‌گذارند.
    • استراتژي
    • سيستم‌ها
    • منابع انساني
    • مديريت
    • ساختار سازماني
  • معماري سيستم‌هاي اطلاعات
    • اطلاعات
    • سخت‌افزار
    • نرم‌افزار
    • ارتباطات
  • كاربرد سيستم‌هاي اطلاعات

10- چگونه يك سيستم اطلاعات براي سازمان خود تهيه كنيم؟

توسعه سيستم‌هاي اطلاعات در يك سازمان امري يكبار براي هميشه نيست بلكه بايد به صورت دوره‌اي به كار توسعه سيستم‌هاي اطلاعات پرداخت. اين ويژگي از ويژگي‌هاي سيستمي تحميل مي‌شود چرا كه هر سيستمي داراي عمر محدودي است و بايد در دوره‌هاي خاصي آن را روز‌آمد كرد. به همين دليل سيستم‌ها داراي چرخه زندگي هستند. سيستم‌هاي اطلاعات نيز داراي چرخه زندگي هستند. چرخه زندگي يك سيستم اطلاعات از نقطه شكل‌گيري موضوع و نياز به سيستم‌ اطلاعات آغاز شده و پس از توليد سيستم، استفاده، و نگهداري، در زمان نياز به تغيير و بازطراحي پايان مي‌يابد. اين چرخه داراي مراحل زير است:

  • مطالعه
    • مطالعه اوليه
    • مطالعه امكانپذيري
  • تحليل و طراحي عمومي
    • بررسي سيستم فعلي
    • تعيين نيازمندي‌هاي سيستم جديد
    • طراحي سيستم جديد
    • برنامه‌ريزي نحوه اجرا و پياده‌سازي
  • تحليل و طراحي تفصيلي
    • طراحي فني
    • برنامه‌نويسي و تست نرم‌افزار
    • آموزش كاربر
    • بررسي پذيرش كاربر
  • پياده‌سازي
    • تبديل داده‌ها
    • استقرار سيستم
  • اجرا
    • رفع اشكالات
    • نگهداري

برا ي استقرارموفق يك سيستم اطلاعات در يك سازمان، طي اين مراحل ضروري است. طي اين مراحل نيازمند بكارگيري متخصصان و مشاوران سيستم‌هاي اطلاعات است. البته قبل از تهيه يك سيستم اطلاعات براي سازمان، بهتر است كه سازمان يك برنامه توسعه سيستم‌هاي اطلاعات تهيه كرده و در طول زمان و به تدريج سيستم‌هاي اطلاعات خود را بر اساس آن برنامه توليد كند. تحليل‌گر سيستم اطلاعات بنا به تشخيص، هر يك از مراحل را تا حد لازم اجرا كرده و در طي مراحل با افراد و گروههاي

  • مديران
  • شركت‌ها، سازمانها و نهادهاي مرتبط و تأثيرگذار
  • كساني كه از سيستم منتفع مي‌شوند
  • كاربران
  • فروشندگان و عرضه‌كنندگان
  • متخصصان فني
  • برنامه‌نويسان نرم‌افزار

ارتباط برقرار مي‌كند و تأثيرات و ملاحظات آنها را در نظر مي‌گيرد. تحليل‌گر سيستم ممكن است به جاي توليد يك نرم‌افزار، از بسته‌هاي نرم‌افزارهاي از پيش ‌نوشته‌ شده موجود براي موضوع سيستم‌ اطلاعات استفاده كند.

 


مراجع

- Mentzas, G. 1995. A functional taxonomy of computer based information systems. International Journal of Information Management 14(6) 397-410.

- Young, H. ed. 1983. The ALA Glossary of Library and Information Science. Chicago: American Library Association.

 


پي‌نوشت‌ها 

  1. Young
  2. Computer Information Systems (CIS)
  3. Mentzas
  4. Transaction Processing Systems (TPS)
  5. Management Information Systems (MIS)
  6. Executive Information Systems (EIS)
  7. Decision Support Systems (DSS)
  8. Executive Support Systems (ESS)
  9. Expert Systems (ES)
  10. Office Automation Systems (OAS)
  11. Knowledge Work Systems (KWS)

 

مقالات بيشتر در زمينه سيستم‌هاي اطلاعات

نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 17:41  توسط mgt  |